تولّی بر وزن ترقّی مصدر باب تفعّل از ماده «ولی» و به معنای پذیرش ولایت و کسی را ولی خود قرار دادن است. «ولی» در زبان عربی به معنای دوست، اعراض و روبرگردانی، یاور و سرپرست آمده است. بنابراین تولّی هم به معنای پذیرش دوستی و هم به معنای پذیرش سرپرستی دیگری است.[
بر اساس آموزههای شیعی، تولّی به معنای دوست داشتن، تصدیق و تبعیت، و پذیرش و گردن نهادن به ولایت خدا و پیامبر(ص) و ائمه(ع) و در واقع همان دوست داشتن در راه خدا است و معمولا در کنار اصطلاح تبری به کار میرود که به معنای دشمنی با دشمنان خداست.
فلسفه تولی و تبری
مشخص کردن موضع و جهت خود در رابطه با مومنان و غیرمومنان و اعلام موضع در این صف بندی است. تولی و تبری به معنای بیتفاوت نبودن در برابر حق و باطل و یکسان نبودن این دو برای انسان با ایمان و هدفمند و زنده و پویا است.
نمیتوان مومن و خدا باور بود و به اصول الهی و دینی پایبند بود ولی دارای موضع و جهت نبود و وضعیت و جایگاه اعتقادی خود را به دیگران اعلام نکرد و با همه انسانها در رفتار و مشی و سلوک برخوردی یکسان و مشابه داشت. فلسفه دیگر تولی و تبری تصحیح جهت اعتقاد و رفتار خود با ملاکهای حق در گذر زمان و پرهیز از انحراف از جاده حق و حقیقت است.
انسان مومن و خدا جو با تولی و تبری خود را همواره در وسط راه حق و صراط مستقیم نگه داشته و از فرو افتادن به گرداب کجیها و انحرافات مصمون میسازد. تولی یادآوری جایگاه اعتقادی و باور و مسئولیتهای انسان مومن و نشانه ایمان پا بر جا و عمیق و ریشهدار او است.»
به طور خلاصه، مفهوم تولی دارای مراتب و مصادیقی است که عبارتند از:
در روایتی از امام باقر علیهالسلام آمده است:
«اگر بخواهی بدانی آدم خوبی هستی نگاهی به قلبت کن، اگر اهل طاعت خدا را دوست داری، و اهل معصیتش را دشمن، بدان آدم خوبی هستی، و خدا تو را دوست دارد، و اگر اهل طاعتش را دشمن داری و اهل معصیتش را دوست، چیزی در تو نیست، و خدا تو را دشمن دارد، و انسان همیشه با کسی است که او را دوست دارد ». [1]
زیارت عاشورا را میتوان نمونه برجستهای از بیان تولی و تبری در عقائد شیعه دانست. در این زیارت، فرازهایی در پذیرش ولایت و دوستی با اهل بیت و نیز فرازهایی در رد دوستی و محبت به دشمنان آنان آمده است. برخی از فرازهای مربوط به تولی در زیارت عاشورا عبارت است از:
- یا اَباعَبْدِاللهِ اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکمْ اِلی یوْمِ الْقِیامَةِ؛ای ابا عبدالله، بیشک تا روز رستاخیز دوست یاران شما بوده و دشمن دشمنان شما هستم.
- یا اَبا عَبْدِاللهِ اِنّی اَتَقَرَّبُ اِلی اللهِ وَ اِلیٰ رَسُولِهِ، وَاِلیٰ امیرِالْمُؤْمِنینَ وَ اِلیٰ فاطِمَةَ، وَاِلَی الْحَسَنِ وَ اِلَیک بِمُوالاتِک، وَبِالْبَرائَةِ مِمَّنْ قاتَلَک وَ نَصَبَ لَک الْحَرْبَ؛ یا ابا عبدالله!من با دوستی شما و بیزاری جستن ازکسانی که با تو به مقاتله برخاستند وجنگ به پا کردند به خدا و رسول خدا(ص) و امیرالمؤمنین(ع) و فاطمه(س) و حسن(ع) وبه تو ای حسین ، تقرب میجویم.
حب و بغض فی اللّه دائر مدار دین:
- مدار دین بر حب و بغض فی اللّه است،
- از این رو ایمان راستین، محکوم معادله تولی و تبری است که مؤمن بر اساس آن هم باید از انوار ارباب کمال و اهل حق استضائه کرده و همنشینی و دوستی با آنها را برگزیند و هم باید از رفاقت و دوستی هواپرستان و اهل بدعت بپرهیزد تا به صراط مستقیم الهی که همان ایمان خالص است دست یابد
- :«اِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیم صِراطَ الَّذینَ اَنعَمتَ عَلَیهِم غَیرِ المَغضوبِ عَلَیهِم و لاَ الضّالّین».
در خبر است که خداوند به برخی از انبیا وحی میکند: به مردم بگوید کارهایی که در دنیا انجام دادهاید، از عبادت و زهد و تقوا، به نحوی سود آنها به خودتان بازمی گردد؛ بنگرید برای من چه کردهاید؟ آیا هرگز دوستی از دوستان مرا دوست داشتهاید؟ یا با دشمنان من دشمنی کردهاید؟ اگر عبادت آسمانیان و زمینیان همراه شما باشد و در آن دوستی با دوستان من و دشمنی با دشمنان من نباشد آن عبادت به کار شما نیاید.
- طعم ایمان
از ابن عباس نقل شده: هیچ بندهای طعم ایمان را نمیچشد، مگر اینکه دوستی و دشمنیاش برای خدا باشد، و کسی که در راه خدا و برای خدا دوستی و دشمنی کند به ولایت الهی دست مییابد،
چون دوستی و دشمنی برای خدا انسان را به محبت او نزدیک میکند و محبت کلید ولایت الهی است.
البته این محبت بدون متابعت حاصل نمیشود، از همین رو خداوند متعالی نشانه دوستی خدا را در پیروی از پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) قرار داد: «قُل اِن کُنتُم تُحِبّونَ اللّهَ فَاتَّبِعونی»
و چون متابعت هم فرع بر مودت و دوستی است، مردم را به مودت اهل بیت (علیهمالسلام) فرا خواند: «قُل لا اَسٔلُکُم عَلَیهِ اَجرًا اِلاَّ المَوَدَّةَ فِی القُربی» . [2]
و همان گونه که امیرمؤمنان علی (علیهالسلام) فرمود: دوستی اهل بیت با دوستی دشمنان آنان جمع نمیشود، زیرا خداوند برای انسان دو قلب قرار نداده است.
شایان ذکر اینکه مراد از مودت قربی در آیه یاد شده همان حب فی اللّه است و اینکه اهل بیت (علیهمالسلام) به آن اختصاص یافته و در حدیث ثقلین، حدیث سفینه و مانند آن، مردم به تبعیت از آنها فرا خوانده شده اند، همه برای تکمیل دعوت دینی است؛
یعنی غایت تولی و تبری، رساندن مردم به کمال و حب الهی است.
مصداق قربی در زمان پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم)، حضرت علی (علیهالسلام)، حضرت فاطمه (علیهاالسلام)، امام حسن (علیهالسلام) و امام حسین (علیهالسلام) و بعد از آنها فرزندان آناناند.
- حب علی علامت ایمان
به نقل روایات متواتر، حب و دوستی علی بن ابیطالب (علیهالسلام) عنوان و در رأس نامه عمل مؤمن است. [3]
و علامت ایمان است و دشمنی با علی (علیهالسلام) نشان کفر و نفاق است.
فخر رازی با تکیه بر وجوب دوستی اهل بیت (علیهمالسلام) (علی، فاطمه، امام حسن و امام حسین (علیهمالسلام))، اختصاص ایشان به مزید تعظیم را لازم دانسته است.
- شواهدی از روایات
و اینک شاهدی از احادیث:
فُضیل بن یَسار گوید: از امام صادق (علیهالسّلام) پرسیدم، آیا حب و بغض از ایمان است؟
فرمود: مگر ایمان چیزی غیر از حب و بغض است؟ سپس این آیه را تلاوت فرمود:
«خدا ایمان را محبوب شما کرد و آن را در دل شما بیاراست، و کفر و نافرمانی و عصیان را ناپسند شما کرد، آنان هدایت یافتگانند.»
بر طبق حدیثی دیگر از امام جعفر صادق (علیهالسّلام)، روزی رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) با طرح سئوالی در بین اصحاب به تعلیم آنها میپردازد و میپرسد: کدام یک از دستاویزهای ایمان محکمتر است؟ گفتند: خدا و رسولش داناترند، و بعضی گفتند نماز، و برخی گفتند زکات، و بعضی روزه و گروهی حج و عمره را نام بردند، و بالاخره عدهای گفتند جهاد. رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرمود: هر یک از اینها را که گفتید فضیلتی است، ولی جواب پرسش من نیست، محکمترین دستاویزهای ایمان دوستی برای خدا و دشمنی برای خدا و پیروی اولیاء خدا و بیزاری از دشمنان خداست.
و حتی این حالت دوست داشتن نیاکان و کارهای خیر، و دشمن داشتن بدکاران به واسطهی اعمال شرشان، خود میزان خوبی و بدی شخص معرفی شده:
امام باقر (علیهالسّلام) فرمود: هرگاه میخواهی بدانی در تو خیری هست، به دلت نگاه کن. اگر اهل طاعت خدا را دوست و اهل معصیت خدا را دشمن داری، در تو خیر است و خدا هم ترا دوست دارد، و اگر اهل طاعت خدا را دشمن و اهل معصیت خدا را دوست داری، در تو خیر نیست و خدا دشمنت دارد، و هر کس همراه دوست خود است.
جمله اخیر این حدیث «والمرء مع من احبَّه» ارزش انسان با کسی یا چیزی است که دوستش دارد. قابل تامل بیشتر است، زیرا حاکی از یک اصل اعتقادی در اسلام و بلکه حالتی طبیعی از انسان است.
توضیح این که انسان که بر فطرت توحید زاده میشود، و روحش آینهای است پاک و پذیرای هر نقش و نگار، در طول عمر ضمن مواجهه با امور مختلف و اشتغال به کارهای گوناگون در هر رویارویی با این پردههای رنگارنگ تصویری زشت یا زیبا بر روحش میافتد، و خواه ناخواه تاثیری بر جان و دلش میگذارد، و رفته رفته نوعی انس، علاقه و دوستی، شیفتگی به حق و حقیقت، علم و فضایل انسانی، خدمات عام المنفعه یا زن و فرزند، مال و منال، جاه و جلال و مانند اینها پیدا میکند، و سرانجام از صفات و علایقی که بسته به نوع کار و تماسش پیدا کرده شخصیت خاص او شکل میگیرد، (
- تعریف محبّت اهل بیت
مراد از محبّت اهل بیت علیهمالسلام -که روایات بر آن تأکید کردهاند- پذیرش امامت و ولایت امامان علیهمالسلام و تسلیم در برابر آنان و تصدیق و تبعیّت از ایشان در رفتار و گفتار و قرار دادن آنان در جایگاهی است که خدای متعال برای آنان قرار داده است. ازاینرو، مقدّم داشتن دیگران بر آنان در این قلمرو، در واقع خروج از دایره محبّت، محسوب میشود.
به نوشته شیخ یوسف بحرانی، از تأکید فراوان احادیث شیعی در این باب، نتیجه گرفته میشود که محبت اهل بیت عبارت از پذیرش امامت آنها و قرار دادن آنها در جایگاهی است که متعلق به آنهاست. بنابراین، مقدّم داشتن غیرِ آنها بر آنها در این زمینه، در واقع خروج از دایره محبت محسوب می شود.
ولاء امامت
ولاء امامت و پیشوایی و به عبارت دیگر مقام مرجعیت دینی، یعنی مقامی که دیگران باید از او پیروی کنند و او را الگوی اعمال و رفتار خویش قرار دهند و دستورات دینی را از او بیاموزند و به عبارت دیگر زعامت دینی چنین مقامی مستلزم عصمت است و چنین کسی قول و عملش حجت است برای دیگران و این همان منصبی است که قرآن کریم درباره پیغمبر اکرم می فرماید: «لقد کان لکم فی رسول اللّه اسوة حسنة.. برای شما در رفتار فرستاده خدا پیروی ای نیکو است. برای آنانکه امیدوار به خدا و روز دیگرند. و این مقام پس از پیغمبر به ائمه طاهرین رسید چنانچه بر اساس روایتی که اکثر علماء اهل سنت قریب به سی نفر از صحابه پیغمبر نقل کرده اند که فرمود: «من در میان شما دو چیز ارزنده باقی می گذارم: کتاب خدا و اهل بیتم را . [4]
ابو حمزه ثمالی از امام باقر علیه السلام پرسید:
«یابن رسول الله (ص) فدایت شوم، شخصی روز روزه دار و شب به عبادت می گذراند و صدقه می دهد و جز خیر و خوبی از او نمی دانم جز آن که اقرار به ولایت شما ندارد؟ گوید: امام (ع) تبسم کرد و فرمود: ای ثابت من در برترین مکان های زمین هستم اگر بنده ای همیشه در سجده در میان رکن و مقام باشد تا پایان عمر که از دنیا برود ولی ولایت ما را نشناسد این عبادت سودی به حال او ندارد.»
امام صادق (ع) هم فرموده است :
«ان اول ما یسئل عنه العبد اذا وقف بین یدی الله جل جلاله عن الصلوات المفروضات و عن الزکوه المفروضه و عن الصیام المفروض و عن الحج المفروض و عن ولایتنا اهل البیت فان اقربوا ولا یتنا ثم مات علیها قبلت منه صلوته و زکوته و حجه و ان لم یقربو ولایتنا بین یدی الله جل جلاله لم یقبل الله عزوجل منه شیئا من اعمال (.[5]
«نخستین چیزی که از بنده به هنگامی که در پیشگاه خدای جل و جلاله می ایستد پرسیده می شود از نمازهای واجب و زکات واجب و روزه ی واجب و حج واجب و از ولایت ما اهل بیت (ع) است که اگر اقرار به ولایت ما کرده و بر آن مرده باشد نماز و روزه و زکات و حجش پذیرفته می شود و اگر در پیشگاه خدا جل جلاله بر ولایت ما اقرار نکند خدای عزوجل چیزی از اعمالش را نخواهد پذیرفت.»
رسول مکرم اسلام (ص) هم در چنین زمینه ای فرموده است:
«لو ان رجلا قام لیله وصام نهاره و تصدق بجمیع ماله و حج جمیع دهره و لم یعرف ولایه ولی الله فیوالیه و یکون جمیع اعماله بدلالته الیه ما کان له علی الله حق فی ثوابه و لا کان من اهل الایمان . »[6]
«اگر مردی تمام شب های عمرش را به عبادت و تمام روزهایش را به داشتن روزه بگذرد و همه ی مالش را صدقه دهد و تمام عمرش حج کند ولی ولایت ولی خدا را نشناسد که دوستش بدارد و همه کارهای خویش را به دستور و دلالت او انجام دهد حق پاداشی بر خدا ندارد و از مؤمنان محسوب نخواهد شد.
در روایت دیگر رسول الله (ص) فرموده است :
«من مات و لم یعرف امام زمانه ای من یجب ان یقتدی به فی زمانه مات میته جاهلیه.»[7]
«هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد یعنی امامی را که پیروی از وی واجب است نشناسد مردنش همانند مردن مردم عهد جاهلیت و بت پرستی می باشد.»
امام حسن عسگری (ع) فرموده اند :
«لا یقبل الله احد عملا الا بولایتهما و معاده اعدائهما و ان کان ما بین الثری الی العرش ذهبا یتصدق به فی سبیل الله .
«خداوند هیچ عبادتی را نمی پذیرد مگر به ولایت پیامبر و علی (ع) و دشمنی با دشمنان این دو اگر چه [شخص به اندازه] مابین زمین تا عرش الهی در راه خدا طلا صدقه بدهد»
امیرالمؤمنین علی (ع) در خصوص اهل بیت فرموده اند:
«انظروا اهل بیت نبیکم فالزموا سمتهم و اتبعوا اثرهم فلن یخرجوکم من هدی و لن یعیدوکم فی ردی ، فأن لبدوا فالبدوا ، و ان نهضوا فانهضوا و لا تسبقوهم فیضلوا و لا تتأخروا افتهلکوا .
«نظر به اهل بیت پیغمبر خود کنید . از سمتی که آنان گام برمی بردارند منحرف نشوید و قدم به جای قدمشان بگذارید و آنان هرگز شما را از جاده هدایت بیرون نمی برند و به پستی و هلاکت باز نمی گردانند ، اگر سکوت کنند سکوت کنید و اگر قیام کنند قیام کنید از ایشان سبقت و پیشی نگیرید که گمراه می شوید و از آنان عقب نمائید که هلاک می گردید .»
امام رضا (ع) هم در روایتی به نقل از امام باقر (ع) فرموده اند:
«من سره ان لا یکون بینه و بین الله حجاب حتی ینظر الی الله و ینظر الله الیه فلیتوال آل محمد و یتبرأ من عدوهم . و یأتم بالأمام منهم فانه اذا کان کذلک نظر الله الیه و نظر الی الله .
«هر که دوست دارد که میان او و خدا حجاب و پرده ای نباشد تا خدا را ببیند و خدا نیز به او نظر فرماید باید آل محمد (ص) را دوست بدارد و از دشمنانش بیزاری جوید و به امام از آنان اقتداء کند که چون این گونه باشد خدا به او نظر فرماید و خود نیز نظر به خدا نماید.»
-
کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۲۷ ↑
-
شوری/سوره۴۲، آیه۲۳. ↑
-
المناوي، فیض القدیر، ج۴، ص۴۸۱. ↑
-
. بحارالانوار، ج 2، ص 100؛ مناقب امیر المؤمنین ـ محمد بن سلیمان الکوفی، ص 105. ↑
-
جامع احادیه الشیعه ج1 ص 427. ↑
-
سفینه ج2 ص 691. ↑
-
بحار الانوار ج 65 ص 239. ↑
انتهای پیام | https://www.shia-news.com/