سایر زبان ها

شهروند خبرنگار

صفحه نخست

سرویس خانواده شیعه

سرویس شیعه شناسی

سرویس عکس

سرویس فیلم

صوت

سردبیر

صفحات داخلی

آیا قیام هایی كه قبل از ظهور صورت می گیرند، غیر مشروع می باشند؟

قیام هایى كه با ظاهرى دینى و همراه با فریب مردم صورت مى گیرد تا سردمداران آن قیام را به حكومت برساند و منافع دنیوى را نصیب آنان كند.
کد خبر: ۷۴۶۶۸
۱۰:۰۶ - ۲۲ خرداد ۱۳۹۳
SHIA-NEWS.COM   شیعه نیوز:

به گزارش «شیعه نیوز»:

 آیا قیامهایی كه قبل از ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) صورت می گیرند، غیر مشروع می باشند؟

 در مورد این كه «آیا قیام و انقلاب قبل از قیام حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه) صحیح و مشروع است یا نه؟»، دو نظریه ى متفاوت وجود دارد. عدّه اى، هر قیام و نهضتى قبل از ظهور امام مهدى (عجل الله تعالی فرجه) را جایز نمى دانند و عدّه اى دیگر، قیام علیه ستمگران در عصر غیبت را نه تنها جایز، بلكه واجب مى دانند و سكوت و خانه نشینى را خیانت به اسلام و مسلمانان مى دانند.

 دلیل آن عده از علمای شیعه كه مخالف قیام قبل از ظهور هستند روایاتى است كه از ظاهر آن چنین استفاده مى شود كه هر قیامى قبل از حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه) باطل و محكوم به شكست است؛ زیرا، رهبران قیام، طاغوت و منحرف از طریق اسلام است:

 عن ابى بصیر، عن ابى عبدالله(علیه السلام):كل رایه ترفَع قَبل قیام القائم فصاحبها طاغوت یعُبد من دون الله عزّوجل؛[1] هر پرچمى قبل از قیام حضرت مهدى(علیه السلام)برافراشته شود، صاحب آن، طاغوت است است و اطاعت او، خروج از اطاعت خدا است؛ زیرا، اطاعت افراد، از غیر طریق الهى است.

 در بررسى این گونه روایات مى توان گفت:
 اوّلا، از دید ائمه ى معصوم(علیهم السلام) قیام علیه حاكمان وقت، دو گونه است:
 1- قیامى كه براى احیاى حق ائمه ى معصوم صورت مى گیرد.
 2- قیامى كه براى رسیدن به اهداف دنیوى و شخصى صورت مى گیرد.

 براى توضیح بیش تر این دو نوع قیام، به نقل حدیثى از امام رضا(علیه السلام)پرداخته مى شود:

 مؤلّف عیون اخبار رضا(علیه السلام) از محمّد بن یزید نحوى و او هم از ابن ابى عیدون و وى نیز از پدرش، نقل مى كند كه هنگامى كه زید بن موسى بن جعفر(علیه السلام) را نزد مأمون آوردند - البته بعد از آن كه این شخص، پیش تر، در بصره قیام كرده و خانه هاى بنى عباس را به آتش كشیده بود - مأمون، جرم او را به على به موسى(علیه السلام) بخشید و به امام(علیه السلام) گفت: «پیش از آن كه برادر تو قیام كند و آن چه را كه كرد، انجام دهد، زید بن على هم قیام كرد و كشته شد. اگر مقام و منزلت تو نبود، برادر تو را هم مى كشتم، چرا كه آن چه او انجام داده، كوچك نیست.».

 امام رضا(علیه السلام) فرمود: برادرم زید را با زید بن على مقایسه نكن; چرا كه زید بن على، از علماى آل محمد(صلى الله علیه وآله) بود و به خاطر خداوند غضب كرد و با دشمنان خدا جنگید تا این كه در راه معبود كشته شد. پدرم موسى به جعفر(علیه السلام) به من مى گفت كه از پدرش جعفر بن محمد(علیه السلام)شنیده بود كه آن حضرت مى فرموده: «خداوند، عمویم زید را رحمت كند. او، مردم را به رضاء آل محمد دعوت مى كرد و اگر پیروز مى شد، به آن چه كه مردم را به سوى آن خوانده بود، وفا مى كرد.».[2]

 بنابراین، امام رضا(علیه السلام) میان قیام زید النار و قیام زید شهید، فرق مى گذارند و قیام زید شهید را به دلیل آن كه براى احیاى حق ائمه ى معصوم(علیهم السلام) بود، تأیید مى كنند.

 امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: لا تقولوا خرج زید فإنّ زیداً كان عالماً و كان صدوقاً و لم یدعكم إلى نفسه إنّما دعا الى الرضا من آل محمد...; نگویید زید خروج كرده! چون، زید عالم و صادق بود و شما را به سوى خود فرا نمى خواند، بلكه شما را به سوى رضاى آل محمد، دعوت مى كرد....[3]

 بنابراین، قیامى باطل است كه براى اهداف شخصى و غیر دینى باشد، امّا قیامى كه براى ولایت و امامت اهل بیت(علیه السلام) و براى ادامه ى راه آنان باشد، باطل نیست، بلكه عین حق و حقّانیّت است.

 ثانیاً، روایاتى كه قیام قبل از قیام مهدى (عجل الله تعالی فرجه) را باطل مى دانند با روایات دیگرى كه خبر از قیام هاى بعد داده و آن ها را تأیید مى كنند، تعارض پیدا مى كنند. امام موسى كاظم(علیه السلام) در روایتى مى فرماید: رجل من أهل قم یدعوا الناس إلى الحق یجتمع معه قوم كزبر الحدید لاتزلّهم الریاح العواصف و لایملّون من الحرب و لایجنبون و على الله یتوكّلون و العاقبه للمتقین;[4] مردى از اهل قم؟ مردم را به حق فرا مى خواند. مردمى دور او جمع مى شوند كه ماننده پاره هاى آهن هستند كه بادهاى سهمگین آنان را نمى لرزاند و از جنگ نمى هراسند و خسته نمى شوند و بر خداوند توكّل مى كنند. عاقبت، از آن كسانى است كه اهل تقوا باشند..

 بنابراین، اگر قیامى براى احیاى حق و در راه خدا باشد، نه تنها باطل نیست، بلكه مورد تأیید ائمه(علیهم السلام) نیز هست. بنابراین، منظور روایاتى كه مخالفان ذكر كرده اند، تنها قیام هایى را شامل مى شود كه براى منافع شخصى و غیر دینى صورت مى گیرد.


 ثالثاً، اگر روایاتى را كه مخالفان ذكر كرده اند، بر تمام قیام ها، اعم از حق و غیر حق، شمول دهیم، در آن صورت، این حكم كه اطاعت از حاكم ستمگر واجب است و در نتیجه، مخالفت و قیام علیه او ناروا است، برخلاف صریح قرآن است. خداوند مى فرماید: یا أَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ اللّهَ وَ لا تُطِعِ الْكافِرِینَ وَ الْمُنافِقِینَ إِنَّ اللّهَ كانَ عَلِیماً حَكِیماً;[5] اى پیامبر! تقواى الهى پیشه كن و از كافران و منافقان اطاعت مكن كه خداوند عالم و حكیم است.».

 رابعاً، روایات بسیارى از پیامبر(صلى الله علیه وآله) و اهل بیت(علیه السلام) به دست ما رسیده كه به مبارزه و مقاومت در برابر این گونه از حكومت ها، فرمان مى دهد.

 1- پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) فرمود: «پس از من، فرمانروایانى بر سر كار مى آیند، هر كس در جرگه ى آنان وارد شود و دروغ آنان را تصدیق كند و بر ستم آنان كمك كند، از من نیست و من از او نیستم و هرگز در حوض (كوثر) بر من وارد نشود.».[6]

 2- رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود: «هر كس براى خدمت سلطانى، تازیانه اى به كمر بندد، آن تازیانه، در روز رستاخیز، به صورت اژدهایى ظاهر مى شود كه در آتش دوزخ بر او مسلط مى گردد.».[7]

 3- پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) فرمود: روز رستاخیز، منادى ندا مى كند: «دستیاران كجایند؟ حتّى كسى كه مَركب ادوات آنان را فراهم ساخته یا سركیسه اى را براى آنان بسته یا قلمى را تراشیده، او را با ستمگران محشور كنید.».[8]

 بنابراین معلوم مى شود كه منظور روایات مورد استدلال مخالفان، تمام قیام ها نیست، بلكه تنها قیام هاى غیر الهى را شامل مى شود، قیام هایى كه با ظاهرى دینى و همراه با فریب مردم صورت مى گیرد تا سردمداران آن قیام را به حكومت برساند و منافع دنیوى را نصیب آنان كند.

 پی نوشتها:
 [1]. بحارالانوار، ج 11، ص 37.
 [2]. عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج 1، ص 248.
 [3]. كافى، ج پایانى، ص 224.
 [4]. سفینه البحار، ج 2، ص 442، انتشارات كتابخانه ى سنایى.
 [5].احزاب: 1. و نیز مى توان به آیات: 151 از شعراء و 8 از قلم و 28 از كهف و 24 از انسان استناد كرد.
 [6]. سنن نسائى، ج 7، ص 160، دارالكتب العلمیه.
 [7]. وسائل الشیعه، ج 12، ص 136، دار الاحیاء التراث العربى.
 [8]. وسائل الشیعه، ج 12، ص 131، دار الاحیاء التراث العربى، بیروت.
 
منبع:  شهر سوال

انتهای پیام/ ز.ح

ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد
نام:
ایمیل:
* نظر: