سایر زبان ها

شهروند خبرنگار

صفحه نخست

سرویس خانواده شیعه

سرویس شیعه شناسی

سرویس عکس

سرویس فیلم

صوت

سردبیر

صفحات داخلی

خطابه امام سجاد (ع) به عالمان هم راستا با ظلم حاکمان

امام سجاد علیه السلام _ در اندرزنامه اش به محمّد بن مسلم زهری میفرماید : خداوند، ما و تو را از فتنه ها نگهدارد و بر تو، از آتش [دوزخ] رحم کند؛ زیرا تو اینک به حالی در افتاده ای که هرکس تو را بدین حال بیند، سزد که بر تو رحم آورد. چه، نعمتهای خداوند تو را سنگین بار ساخته که تنی سالم و عمری دراز ارزانی ات داشته است. حجّت های او، بر تو تمام گشته است، بدان سبب که بار کتابش را، بر دوش تو نهاده [قرآن را می شناسی] و تو را در دینش، فقیه و آگاه ساخته و سنّت پیامبرش محمّد صلی الله علیه و آله را، به تو شناسانده است.
کد خبر: ۲۷۲۵۲۷
۱۳:۰۷ - ۰۲ شهريور ۱۴۰۱

به گزارش «شیعه نیوز»، زهری از دانشمندان عصر بنی امیه و معاصر با امام زین العابدین (علیه‌السّلام) بود. با توجه به متن نامه‌ای که حضرت سجاد (علیه‌السّلام) به او نوشتند، می‌توان به شدت ناراحتی این امام بزرگوار از این فرد و سخنان کوبنده ایشان به او و امثالش واقف شد.

 امام سجاد علیه السلام _ در اندرزنامه اش به محمّد بن مسلم زهری میفرماید : خداوند، ما و تو را از فتنه ها نگهدارد و بر تو، از آتش [دوزخ] رحم کند؛ زیرا تو اینک به حالی در افتاده ای که هرکس تو را بدین حال بیند، سزد که بر تو رحم آورد. چه، نعمتهای خداوند تو را سنگین بار ساخته که تنی سالم و عمری دراز ارزانی ات داشته است. حجّت های او، بر تو تمام گشته است، بدان سبب که بار کتابش را، بر دوش تو نهاده [قرآن را می شناسی] و تو را در دینش، فقیه و آگاه ساخته و سنّت پیامبرش محمّد صلی الله علیه و آله را، به تو شناسانده است.

در هر نعمتی که به تو ارزانی داشته و در هر حجّتی که بدان وسیله، برایت حجّت آورده، فریضه ای بر تو واجب گردانیده است و مرادش جز این نیست که سپاسگزاری تو را در آن بیازماید و تفضّلی را که به تو نموده، آشکار گرداند و فرموده است: «اگر سپاس بگزارید، بی گمان [نعمت] شما را افزون گردانم و اگر ناسپاسی کنید، به راستی که عذاب من بسی سخت است» .

پس، بنگر که فردای قیامت چگونه مردی خواهی بود، آن گاه که در پیشگاه خداوند بایستی و او از نعمتهایش بر تو، بپرسد که آنها را چگونه پاس داشتی؟! و از حجّت هایش بر تو بازخواستت کند که آنها راچگونه به جای آوردی؟! هرگز مپندار

که خداوند از تو عذر و بهانه ای خواهد پذیرفت و یا به کوتاهی کردنهای تو رضایت خواهد داد. هیهات، هیهات! نه چنین است. او در کتاب خویش از علما پیمان گرفته، آن جا که فرموده است: «باید آن [حقایق قرآن] را برای مردم بیان کنید و آن را کتمان مکنید» .

بدان که کمترین حقیقتی را که کتمان کرده ای و سبکترین باری را که بر دوش داری، این است که با نزدیک شدنت به ستمگر و پذیرش دعوت او، آن گاه که تو را دعوت کرد، مونس تنهایی ستمگرشدی وراه گمراهی را برایش سهل وهموار ساختی. وه چه می ترسم که فردا [ی قیامت] همراه خیانت کاران به کیفر گناهت گرفتارآیی واز آن چه در برابر یاری رساندنت به ستم ستمگران گرفته ای، بازخواست شوی؛

تو چیزی را از کسی که به تو بخشیده است، گرفته ای که از آنِ تو نیست وبه کسی نزدیک شده ای که حقّ احدی را نپرداخته است و تو نیز از زمانی که به او نزدیک گشته ای، از باطلی جلوگیری نکرده ای. تو کسی را به دوستی گرفته ای که با خدا به دشمنی و مخالفت برخاسته است، آیا نه این است که با دعوت او از تو، آن گاه که تو را [به همکاری] دعوت کرد، تو را محوری برای به چرخش درآوردن آسیاب ستمگریهایشان قرار دادند و پلی برای عبور به سوی بلا آفرینی هایشان و نردبانی برای ضلالتشان و مبلّغ گمراهی آنان و پوینده راهشان؟! به واسطه تو کاری کرده اند که مسلمانان به علما [ی راستین ]نیز به دیده شکّ و بدگمانی بنگرند و به وسیله تو دلهای نادانان را به دنبال خود می کشانند ؛ [حتّی] مقربّترین وزیران و نیرومندترین یاران آنها هم در درست جلوه دادن تباهکاری های آنان و کشاندن مردم، از خاصّ و عام به سوی آنان به پای تو نرسیدند. چه اندک است آن چه به تو دادند، در مقایسه با آن چه از توگرفتند؟! وچه ناچیز است آن چه [از دنیا] برایت آبادساختند؟! وچه عظیم است آن چه از تو ویران ساختند [خانه ایمان و آخرتت را]؟! پس مراقب نفس خود باش که کسی جز تو آن را نپاید و چونان مردی مسؤول، به حساب نفست رسیدگی کن.

بنگر که چگونه از کسی که تو را در خُردی و بزرگیت با نعمتهایش پرورانده، سپاس می گزاری؟ وه چه می ترسم که تو آن گونه باشی که خداوند در کتابش فرموده است: «پس، بعد از آنان، جانشینانی وارث کتاب (آسمانی) شدند که متاع این دنیای پست را می گیرند و می گویند: بخشیده خواهیم شد» تو در سرای ماندگاری نیستی ؛ تو در سرایی هستی که بانگ رحیل سر داده است ؛ مگر انسان پس از همگنانش (که رفته اند) چه اندازه می زِیَد؟! خوشا به حال کسی که در دنیا، هراسناک به سر برد و بدا به حال آن کسی که بمیرد و پس از او، گناهانش بماند.

بر حذر باش، زیرا خبردار شده ای و بشتاب، زیرا مهلتت محدود است. تو با کسی معامله می کنی که نادان نیست و آن که مراقب توست [لحظه ای] غافل ر

مّا علاقه آنان به آن چه تو داری [علم و دانش] و از دست رفتن علمایشان و چیره آمدن جهل و نادانی بر تو و برایشان و ریاست طلبی و دنیاخواهی تو و آنان، باعث شده است تا از تو پشتیبانی و پیروی کنند. آیا نمی بینی که تو خود گرفتار چه جهل و غفلتی شده ای و مردم دچار چه بلا و فتنه ای گشته اند؟! بی گمان تو آنان را گرفتار کرده ای و به فتنه درافکنده ای و از کار و زندگی بازشان داشته ای؛ زیرا همه مشتاق آنند که در علم و دانش به پایه تو برسند، یا به مانند آن چه تو دست یافته ای، دست یابند، از این رو، به واسطه تو به دریایی که ژرفایش ناپیداست و به بلایی که اندازه اش نامعلوم است در افتادند. خدا به داد ما و تو برسد و اوست که دست مدد به سویش دراز می شود.

پس اینک از این وضعی که داری، روی بگردان تا بدان شایستگانی بپیوندی که در جامه های ژنده و فرسوده خویش مدفون گشته اند، شکمهایشان [از شدّت گرسنگی و روزه داری] به پشتهایشان چسبیده، میان آنان و خداوند حجابی نیست، دنیا فریبشان ندهد و آنها نیز فریفته دنیا نشوند، خواستند و طلبیدند و دیری

نپایید که [به خواسته اخروی خود ]رسیدند. وقتی دنیا با چون تویی که سالخورده و دانشمند و دم مرگ هستی چنین کند، پس جوان نورسته ای که از دانش بی بهره است و اندیشه ای ناپخته و خردی ناقص دارد، چگونه ایمن ماند؟! اناللّه و انا الیه راجعون.

به که باید تکیه کرد؟ و از چه کسی باید

عذر خواست؟ از اندوه خود و وضعی که در تو می بینیم به خدا شِکوه می کنیم و مصیبتی را که به واسطه تو بر ما وارد شده است به حساب خدا می گذاریم.

پس بنگر که سپاسگزاری تو از کسی که در خردی و بزرگیت تو را با نعمتهایش پرورده، چگونه است؟ و کسی را که به واسطه دینش، تو را در میان مردم خوشنام کرده است، چگونه بزرگ می داری؟ و از خلعت کسی که با پوشاندن آن بر قامت تو، تو را در میان مردم پوشیده [و آبرومند] داشته است، چگونه نگهداری می کنی؟ و نزدیکی یا دوری تو از کسی که به تو فرمان داده است خود را به او نزدیک کنی و در برابرش خوار و فروتن باشی، تا چه حدّ است؟

تو را چه شده که از خواب (غفلت) خود بیدار نمی شوی و از لغزشت توبه نمی کنی و بگویی: به خدا سوگند که من حتی یک بار هم برای خدا به زنده کردن [حکمی از احکام] دین او و میراندن باطلی اقدام نکردم؛ زیرا همین، خود، سپاسگزاری تو از کسی است که این بار [دانش] را بر دوش تو نهاده [به کارت گرفته]است! چقدر می ترسم که تو از آنانی باشی که خداوند متعال در کتابش فرموده است: «نماز را تباه ساختند واز خواهشهای نفسانی پیروی نمودند، پس زودا که کیفر گمراهی را بیابند» . خداوند، کتابش را بر دوش تو نهاد و عملش را به امانت، نزد تو سپرد، اما تو آن را تباه
کردی. خدای را سپاس و ستایش می گوییم که ما را از آن چه تو را بدان گرفتار ساخت، به سلامت داشت، والسلام.

انتخاب از کتاب 427 حدیث از حضرت امام سجاد علیه السلام و ویکی فقه

ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد
نام:
ایمیل:
* نظر: