سایر زبان ها

شهروند خبرنگار

صفحه نخست

سرویس خانواده شیعه

سرویس شیعه شناسی

دیده بان شیعیان

سرویس عکس

سرویس فیلم

صوت

سردبیر

صفحات داخلی

بهترین راه رهایی از احساس پوچی

همه ما در برخی از روزها احساس پوچی و بی ارزشی داریم و انگیزه ای برای انجام کاری را نداریم که اگر بر این احساسات منفی غلبه نکنیم دچار آسیب های روحی می شویم.
کد خبر: ۲۴۸۰۷۱
۱۱:۲۳ - ۱۵ دی ۱۳۹۹

شیعه نیوز: گاها چنین پیش می آید که در روز یا هفته ی پیش رو احساس بی ارزش بودن دارید. هیچ چیز آنطور که باید پیش نمی رود، انگیزه خود را از دست داده اید، تصوری از ادامه زندگی ندارید، اعتمادبه نفس خود را از دست داده اید و در نهایت احساس بی ارزش بودن وجود شما را فرا می گیرد.

آرامش خود را حفظ کنید چرا که همه ما چنین موقعیتی را تجربه کرده ایم. علاوه بر این لازم است یاد آور شوم که یک زندگی متعالی همراه با رشد چنین احساسات آسیب پذیری را همواره به همراه داشته است. این احساس شما بیانگر مورد خاصی درباره شخصیت و یا توانایی های شما نیست.

طی مطالعاتی که صورت گرفته، چنین به دست آمده که بیشتر افراد در طی سال گذشته از سندرم تحریک کننده رنج می بردند. ( توانایی ها و ارزش خود را زیر سوال می برند) با این حساب به یاد داشته باشید که شما تنها فردی نیستید که این قبیل احساسات را تجربه می کنید اما با این حال، هرچه بیشتر در این حال باقی بمانید، این حس افزایش می یابد و از انرژی شما کاسته می شود زیرا اگرچه این احساس، حسی طبیعی است اما ماندن در آن یک انتخاب است. در این قسمت از سبک زندگی نمناک، به ذکر 11 نکته می پردازیم که در جهت رفع این حس به شما کمک خواهد کرد.

با رعایت این 11 نکته دیگر احساس بی ارزش بودن نخواهید داشت
1. رشد بیشتر= آسیب پذیری بیشتر

اگر هدف شما رشد شخصی و شغلی خود نبود قطعا وقت خود را صرف مطالعه این مقاله نمی کردید. اجازه دهید صادقانه این را بیان کنم که رشد بالا در زندگی نیاز مند مقابله با چنین احساساتی است.

چرا؟ شما از منطقه امن خود خارج شدید و دیگر شرایط پیشین را ندارید، از نقطه ی فقط حرف زدن به نقطه عمل کردن گام برداشتید. پس به خاطر بسپارید آنچه اکنون تجربه می کنید یک قسمت طبیعی از رشد است.
2. شما دقیقاً همان جایی هستید که باید باشید

یکی از بزرگترین باور های غلط در روانشناسی این است که اگر احساس بدی دارید لابد باید همین گونه باشد. اما در حقیقت احساسات "منفی" به اندازه احساسات مثبت می توانند مفید واقع شوند و تنها واکنش ما در برابر احساسات منفی است که می تواند به ما آسیب برساند اما احساسات به تنهایی بخشی سالم و طبیعی از زندگی است.

یک تعصب نه چندان پنهان در مورد حالت های منفی وجود دارد، و نتیجه اجتناب از این حالت این است که شما ناخواسته رشد، بلوغ، ماجراجویی و معنی و هدف خود را در زندگی کاهش می دهید و این بدان معناست که احساس بی ارزشی می تواند کاتالیزور رشد باشد، نه سد راه.

3. بزرگنمایی کنید تا از سنگر دور شوید

غالباً، می توانیم در یک دره لحظه ای قرار بگیریم، مکانی که احساس بی ارزشی می کنیم و در فکریم که همه اینها به چه می انجامد. در این مکان، نمی توانیم همه چیز را درک کنیم و فرار تنها راهی است که به نظر می رسد.

گورو ست گودین نویسنده و بازاریاب این حس را "غوطه وری" می نامد و اسکات بلسکی این را در چاه افتادن نامیده است. با این وجود به یاد داشته باشید روند رشد هرگز خطی نیست.

دستیابی به موفقیت منجر به پیدایش قله، و خرابی منجر به پیدایش دره در این نمودار می شود . فراز و نشیب ها و چالش هایی وجود دارد که پیش از آن هرگز انتظار نداشتیم. این زمانی است که باید دره فعلی خود را کوچک کنید.

افق های زمانی خود را گسترش دهید و بشناسید که در طی شش ماه یا سه سال گذشته به کجا رسیده اید. این به شما یادآوری می کند که رشد کرده اید، و چشم انداز مورد نیاز را فراهم می کند.
4. این احساس موقتی است

احساس بی ارزشی معمولاً با طوفانی عاطفی همراه است که می تواند ما را از حالت گمراهی، عدم اعتماد به نفس و عدم تمایل به انجام هر کاری خارج کند اما به یاد داشته باشید:احساسات مانند هوا هستند:پراکنده، تصادفی، غیر قابل پیش بینی.

مطمئناً، هوا می تواند شدید باشد - یک رعد و برق تصادفی با وزش باد، اما روز بعد، خورشید بیرون می آید و همه چیز دوباره آرام و عادی است. احساسات شما نیز از این طریق کار می کنند پس به یاد داشته باشید که وضعیت فعلی شما موقتی است و در حقیقت هر احساسی بسیار کوتاهتر از آن است که ما باور داریم و روند شیمیایی احساسات فقط 90 ثانیه طول می کشد.
این برای شما چه معنی دارد؟

حال شما بهتر خواهد شد، شما دوباره از زندگی احساس لیاقت، انگیزه و هیجان دریافت خواهید کرد. پذیرش این حالت به جای مقاومت، منجر به احساس آرامش می شود.

5. راه های بیشماری وجود دارد

قرار داشتن در یک وضعیت آسیب پذیر می تواند آگاهی ما را به همه روش هایی که زندگی برای ما مفید است، تغییر دهد. ما به افرادی فکر می کنیم که به اعتماد ما خیانت کرده اند. ما فکر می کنیم پس از صرف وقت و انرژی برای یک اداره، اخراج می شویم.

ما در رسانه های اجتماعی اظهارنظر را بیش از حد تجزیه و تحلیل می کنیم و درباره این که اهداف ما به اندازه کافی سریع اتفاق نمی افتد، وسواس به خرج می دهیم. به یاد داشته باشید، شما امروز بیدار شدید در حالی که 50،000 نفر نتوانستند.

قلب شما هنوز به میزان 2000 گالن در روز خون پمپاژ می کند و احتمالاً به مسکن و آب تمیز دسترسی دارید. این یک تغییر چشم انداز ساده است که به ما امکان می دهد تا توقع خود را پایین بیاوریم و آنچه را که مفید است، به یاد بیاوریم.
6. موفق ترین افراد جهان هم چنین احساساتی دارند

مربیان و افراد سرشناسی هم احساسی مشابه احساس شما را تجربه کرده اند. شاید با خود بیاندیشید که امکان ندارد آنها احساس بی ارزش بودن داشته باشند اما در حقیقت همه افراد، به ویژه آنهایی که در حال رشد هستند، این احساس را تجربه کرده اند.

صرف نظر از حالاتی که از خود در شبکات مجازی به اشتراک می گذرانند، آن ها مانند شما مبارزه می کنند. برخی از موفق ترین افراد کره زمین گاهی احساس بی ارزشی می کنند.

در یک مستندی که اخیرا تحت عنوان، "وزن طلا"، پخش شد به نمایش داستان هایی از ورزشکاران المپیکی مانند مایکل فلپس، بوده میلر و دیگران که ماه ها پس از بازی های المپیک افسردگی احساس می کردند، پرداخته شده بود.

به این بیاندیشید که اینها بالاترین دستاوردهای صحنه جهانی هستند که صدها میلیون چشم تحسین و احترام به آن ها دارند و آن ها نیز گاها با احساس بی ارزشی دست و پنجه نرم می کنند.

7. تضادها، چشم انداز ها را ایجاد می کنند

ما در فرهنگی زندگی می کنیم که بر مثبت بودن تأکید دارد. ما باید بهترین خود را ارائه دهیم. باید در هر شرایطی بهترین باشیم. گرچه این ها دستاورد های بزرگی هستند اما در زندگی واقعی چنین چیزی ممکن نیست. وارد شدن تضاد ها و تقابل ها در زندگی موجب تجربه های متفاوت می شود.

لحظات سخت، احساسات ناراحت کننده و درگیری در زندگی ما همه و همه منجر به دیدگاه تازه ای می شود که در غیر این صورت به آن دسترسی پیدا نمی کردیم. با "تضاد"، سوالات بهتری می پرسیم و به دنبال پاسخ های بهتر هستیم.

چنانچه در این بخش از روانشناسی در نمناک عنوان شده است با ایجاد ارتباط عمیق تر، درخواست کمک می کنیم و با مبارزات دیگران همدل می شویم. حتی ممکن است ایده ای برای تغییر در زندگی خود بدست آوریم که فقط با تضاد امکان آن فراهم می شود.

با این اوصاف کنجکاو باشید، وقتی در مورد احساسات و آنچه که در آن گذرانده ایم کنجکاوی به خرج می دهیم، به جای قضاوت، دلسوزی می کنیم که همه این ها منجر به بهبودی می شود.

8. حقیقت را در مورد خود بیابید

سال ها پیش، من یک پرونده دیجیتالی را شروع کردم که کسی به من توصیه کرد " حقیقت راجع به تو " بخوانم. این یک سند ساده است که در آن عکس های صفحه، ایمیل، نظرات مربوط به تعارفات و یادآوری افرادی که برای آن ها احترام می گذارم را نگهداری می کنم.

همه ما پوشه ای در ذهن خود داریم که می توانیم واقعیت مربوط به خود را به یاد بیاوریم، مکان هایی که در آنجا حضور پیدا کرده و از آن ها عبور کردیم. موفقیت هایی که موجب تحیر دیگران شده است، سازگاری ای که با محیط نشان دادیم.

ممکن است این پوشه در دسترس شما نباشد اما با این وجود، من اکیداً توصیه می کنم ساختن آن را آغاز کنید. اما حتی بدون آن هم می شود واقعیت را یادآور شد ، به این منظور تنها کافیست از شرایط فعلی و وضعیت عاطفی خود فراتر رفته و عمیق تر فکر کنید.
9. چابکی عاطفی یک ابرقدرت است

از آنجا که احساسات بد بار منفی دارند حواس پرتی و اجتناب از آن ها آسان است. به راحتی می توانید با تماشای فیلم، گذران وقت در فضای مجازی یا خوردن غذای مورد علاقه خود از این حالت خارج شوید. آنچه اکنون احساس می کنید به عنوان فرصتی برای تمرین این مهارت در نظر بگیرید و همین الان شروع کنید.

10. به همین دلیل است که شما کار را انجام می دهید

اگر این مقاله را می خوانید، علاقه مندید که پتانسیل خود را به حداکثر برسانید و یک زندگی پربار و پر تحرک داشته باشید. این بدان معناست که شما یک ابزار در اختیار دارید؛ روش ها، روال ها و عملکرد ها دقیقاً برای آنچه اکنون تجربه می کنید طراحی شده اند. به یاد داشته باشید که به کار گرفتن ابزار هایی چون مراقبه، طبیعت گردی، خواندن روزنامه یا پیاده روی مختص زمان های وقوع مشکل طراحی شده اند.

قدرت این ابزارها را دست کم نگیرید، اکثر مردم این کار را انجام نمی دهند. آن ها ترجیح می دهند وقت، انرژی و توجه خود را به حواس پرتی یا سرگرمی اختصاص دهند اما شما اینجا هستید، و این زمانی است که "کار" واقعاً جواب می دهد.
11. نفس بکشید، بازی کنید، ورزش کنید، به دیگران کمک کنید

وقتی از لحاظ عاطفی تحت فشار باشید، از نظر جسمی نیز دچار تنش می شوید. ما غالبا ابزار شماره یک (نفس کشیدن) را برای آزاد کردن فکر خود، فراموش می کنیم. با تکرار چندین بار نفس عمیق به وضوح متوجه آرامش درونی خود می شوید. ابزار دیگری که مواقعی که احساس بی ارزشی می کنید به شما کمک می کند، کمک کردن به اشخاص دیگر است.

باید روی خودمان تمرکز کنیم، لازم نیست کار بزرگی انجام دهیم اما تشویق یک دوست قدیمی، یک عمل مهربانی تصادفی یا کنار گذاشتن تنقلات برای شخصی در خیابان از این دسته هستند.

اگر احساس بی فایده شدن در چرخه بعدی رشد پیش آمد چه باید کرد؟

احساس شما هیچ مشکلی ندارد و قضاوت درباره احساسات مانند این است که با درباره طوفان باران عصبانی شوید و خواستار بیرون آمدن آفتاب شوید به عبارت دیگر، درکل این کار اتلاف انرژی است در عوض، این زمان را عاقلانه استفاده کنید. در انتهای تونل نوری وجود دارد، حتی اگر دور به نظر برسد. اغلب اوقات، بسیار نزدیکتر از چیزی است که فکر می کنید.

از این یادآوری ها و روش های عملی برای تغییر جهت استفاده از ابزار تنفس استفاده کنید. با خود مهربان باشید. پچ پچ منتقد درونی را به حداقل برسانید و از منفی و هرج و مرج جهان جدا شوید و قدم های کوچکی در مسیر درست بردارید. همانطور که انجام می دهید، در حالی که یادآوری می کنید شایسته هستید، پیشرفت های اندک را در طول راه جشن بگیرید.

با گذشت زمان، شما در یک وضعیت پر رونق بیدار می شوید و برمی گردید. تعجب خواهید کرد که چه مدت طول کشید تا این احساس را پشت سر بگذارید و به دیدگاه و زندگی و طرز تفکر جدید روی بیاورید.

منبع : نمناک

ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد
نام:
ایمیل:
* نظر: