سایر زبان ها

شهروند خبرنگار

صفحه نخست

سرویس خانواده شیعه

سرویس شیعه شناسی

دیده بان شیعیان

سرویس عکس

سرویس فیلم

صوت

سردبیر

صفحات داخلی

راه‌های تقویت قناعت در زندگی

اسلام از هر سه قشر جامعه انتظار دارد که روش زندگی خود را براساس آموزه قناعت پایه‌ریزی کنند و در پرتو عمل به همین شیوه از زندگی است که به سعادت و خوشبختی واقعی می‌رسند.
کد خبر: ۲۳۱۲۷۰
۱۴:۵۴ - ۰۷ تير ۱۳۹۹

به گزارش «شیعه نیوز»، اسلام از هر سه قشر جامعه انتظار دارد که روش زندگی خود را براساس آموزه قناعت پایه‌ریزی کنند و در پرتو عمل به همین شیوه از زندگی است که به سعادت و خوشبختی واقعی می‌رسند.

معناشناسی قناعت

قناعت در لغت به مفهوم «میانه‌روی و اعتدال و رعایت حد وسط» است. و در اصطلاح به این معناست که: آدمی در زندگی خود و خانواده‌اش در مصرف مال، روش میانه روی را در پیش بگیرد.

به عبارت دیگر، مرد خانه و یا نان‌آور زندگی، در هزینه کردن و مصرف نمودن دارایی‌اش برای خود و همسر و فرزندانش، نه اسراف و زیاده‌روی کند و نه سخت‌گیری و تنگ‌نظری نماید. ناگفته نماند که قناعت غیر از سخاوت است.

زیرا قناعت، همان‌طور که بیان شد، خرج کردن و مصرف نمودن مال برای خود و خانواده است، اما سخاوت، خرج کردن و مصرف نمودن و بخشیدن مال برای دیگران و کسانی خارج از خانواده
است.

قناعت، از جمله ارزش‌های متعالی اخلاقی مورد پسند خداوند است که انسان را از افتادن به ورطه «حرص و طمع‌ورزی و به تعبیر قرآن حسرت» باز می‌دارد. (درس‌هایی از اخلاق، علی مشکینی، ص 153 - معراج السعادهًْ / ملا احمد نراقی، ص 331 - اسراء/ 29)

* تشبیه زیبا

در یکی از روایات، برای روشن شدن معنای «سخت‌گیری، اسراف، قناعت» تشبیه جالب توجهی صورت گرفته است.

وقتی که امام صادق(ع) آیه 67 سوره فرقان را تلاوت فرمود (بندگان خاص خدا، کسانی هستند که هرگاه انفاق می‌کنند، نه اسراف می‌ورزند و نه سخت‌گیری می‌نمایند، بلکه در میانه این دو،‌حد وسط را رعایت می‌کنند) آن‌گاه حضرت مشتی سنگریزه از زمین برداشت و محکم در دست گرفت به طوری که هیچ سنگی از دستشان زمین نمی‌ریخت، سپس فرمود: این همان تنگ‌نظری و سخت‌گیری است.

بار دوم، مشت دیگری برداشت و چنان دست خود را گشود که همه سنگ‌ها روی زمین پخش شد، و سپس فرمود: این همان اسراف است.

مرتبه سوم، مشت دیگری برداشت و کمی دست خود را باز کرد به گونه‌ای که مقداری از سنگریزه‌ها زمین ریخت و مقداری دیگر در دست حضرت باقی ماند، و فرمود: این همان قوام و میانه‌روی و قناعت است.(گفتار معصومین،‌ناصر مکارم شیرازی، ج 3 ص 101)

* قناعت، سبک زندگی متعالی

ممکن است هر یک از ما در زندگی به علل گوناگونی، مال و ثروت و درآمد زیادی داشته باشیم. داشتن مال فراوان به طور یقین عیب و اشکالی ندارد. آنچه که در این مقاله مورد بحث است، نحوه مصرف مال و دارایی و ثروت است. به عبارت دیگر، چگونه کسب کردن و اندوختن مال، مربوط به بحث رزق حلال می‌شود و چگونه مصرف کردن و هزینه نمودن آن، مربوط به بحث قناعت (و یا اسراف و یا تنگ‌نظری) است.

به طور کلی خانواده‌ها به لحاظ وضع زندگی مادی سه گروه هستند: ثروتمند، متوسط و ضعیف. اسلام از هر سه قشر جامعه انتظار دارد که روش زندگی خود را براساس آموزه قناعت پایه‌ریزی کنند و در پرتو عمل به همین شیوه از زندگی است که به سعادت و خوشبختی واقعی می‌رسند.

* قناعت ثروتمندان

ثروتمندان وقتی که زندگی خود و مصرف دارایی‌شان را در حد کفاف و نیاز، تنظیم کرده باشند، در چنین شرایطی چندین دستاورد ارزشمند خواهند داشت، از جمله:

1- از اسراف و زیاده‌روی که خود گناه بزرگی است، دوری می‌جویند.

روزی کارگران امام رضا(ع) میوه می‌خوردند،‌ولی هنوز آن را به طور کامل نخورده، به گوشه‌ای می‌انداختند. امام با ناراحتی فرمود: سبحان‌الله، اگر شما به این میوه‌ها نیاز ندارید، افراد دیگری هستند که محتاج آن باشند.
چرا میوه‌ها را دور می‌ریزید؟ مقداری را که به آن نیاز ندارید، به نیازمندان بدهید. (همان، ص 102)

2- حرص و طمع را به دل و جان خود راه نمی‌دهند و در پی کسب مال بیشتر، به این در و آن در نمی‌زنند.

روزی عثمان (خلیفه سوم) دویست دینار برای ابوذر فرستاد و گفت: به او سلام برسانید و بگویید: این پول را صرف احتیاجات خود کند و از حلال بودن آن مطمئن باشد. زیرا از مال شخصی خودم است و به حرام آمیخته نشده است.
ابوذر پاسخ داد: من به چنین مالی احتیاج ندارم، چون اکنون بی‌نیازترین مردم هستم. پرسیدند: در خانه تو که چیزی نمی‌بینم. جواب داد: زیر این پارچه دو قرص نان جوین است. که همان مقدار فعلا برایم کافی است و به این پول نیاز ندارم، آن را برگردانید. (هزار و یک حکایت اخلاقی،‌ محمدحسین محمدی ص 239)

3- وقت و عمر گران‌مایه خود را به خاطر افزایش ثروت در دنیا، تلف نمی‌کنند. روزی پیامبر(ص) از اصحاب خود پرسیدند: کدام یک از شما مال وارث خود را بیش از مال خود دوست دارد؟ پاسخ دادند: یا رسول‌الله، هیچ‌کدام از ما چنین فکر نمی‌کنیم.

حضرت فرمود: اتفاقا همه شما چنین هستید. آدمی همیشه می‌گوید: مال من، مال من، مال من، در حالی که ما تو، همان مقداری است که هزینه و مصرف کردی. و اگر چیزی در راه خدا انفاق کردی، آن را برای خود پس‌انداز جاودانه می‌نمایی، و اضافه بر آن (مصرف و انفاق) هر مقدار که باقی می‌ماند، مال وارث است و شما در واقع آن را بسیار دوست می‌دارید. (امالی شیخ‌ صدوق ج2 ص133)

4- جان و دل خود و خانواده‌اش را از دل‌بستگی و وابستگی به دنیا، رها می‌سازد و به آزادگی معنوی دست پیدا می‌کند.

در حدیث آمده است که، هر کس صبح کند و بیشتر دل مشغولی و فکر او دنیا باشد، او را هیچ‌گونه راهی نزد خدا نیست و خداوند دل او را به چهار خصلت و بیماری روحی دچار می‌کند: غم و اندوه بی‌پایان، گرفتاری و مشکلات فراوان، احتیاجات جدیدی که هرگز رفع نمی‌شود، آرزوهای درازی که تمامی ندارد. ( در محضر مجتهدی، احمد مجتهدی، ج 2 ص 154)

سوی دنیا بنگر و احوال آن/ و آن غم و اندوه مالامال آن

هر که را بینی گرفتار غمی است/ روز در اندوه و شب در ماتمی است (مثنوی طاقدیس، احمد نراقی ص43)

5- با انتخاب این شیوه از زندگی، انگیزه پیدا می‌کند که بخشی از دارایی و پس‌اندازش را در راه خدا به نیازمندان و طبقه ضعیف درآمدی، انفاق نماید و نام خود را در روز قیامت، در ردیف سخاوتمندان و ایثارگران ثبت و ضبط کند.
قناعت طبقات متوسط و فقیر اما طبقه متوسط و ضعیف جامعه به لحاظ مالی،‌گویا ناگزیر هستند که در زندگی خود، قناعت پیشه کنند. مدیریت صحیح دخل و خرج‌ها و اولویت‌بندی ضروریات زندگی و تنظیم مصرف بر اساس روش قناعت، برای این گروه‌های اجتماعی نیز فوائد و نتایج قابل‌توجهی در پی خواهد داشت. از جمله:

1- خود و خانواده را به حوزه قرض گرفتن و مشکلات ناشی از آن نمی‌اندازد.
2- عزت نفس و آبروی خود را در میان سایر اقشار جامعه حفظ می‌کند. به قول معروف صورت خود را با سیلی سرخ نگه می‌دارد.

در حدیث داریم که انسان‌های قانع به عزت دست می‌یابند و مردمان طمع‌کار و حریص به وادی ذلت و خواری می‌رسند. (معراج‌السعادهًْ، ملااحمد نراقی،‌ ص331)

* اجازه مادر

به این داستان واقعی و زیبا توجه کنیم:

نقل می‌کند، ملامقصود علی، جد مرحوم مجلسی تصمیم می‌گیرد مسافرت برود. لذا دو پسر خود را به نام محمدتقی (پدر محمدباقر مجلسی) و محمدصادق برای ادامه تحصیل به محضر عالم ربانی، ملاعبدالله شوشتری می‌آورد.

روزی ملاعبدالله مبلغ سه تومان (آن روزگار) به مناسبت یکی از اعیاد دینی به محمدتقی داد و گفت: آن را در ضروریات زندگی خرج کنید. محمدتقی گفت: بدون اجازه مادرمان قبول نمی‌کنیم.

بچه‌ها موضوع را با مادر در میان گذاشتند. مادر گفت: راه امرار معاش پدر شما از دکانی است که ملک اوست و درآمد آن چهارده غاز (واحد کوچکی از پول آن روز) است. و ما زندگی خود را در اندازه قناعت با این مبلغ عادت داده‌ایم.
اگر آن عیدی را بگیرید، زندگی‌مان وسعت پیدا می‌کند و بعد از آن که پول تمام شد، دچار زحمت می‌شویم. و آن وقت باید منت این و آن را بکشیم و به دنبال از دست دادن آن قناعت و صرفه‌جویی که قبلا داشتیم، از زندگی فعلی خود ناراضی خواهیم شد. استاد بعد از شنیدن پاسخ مادر،‌ از درایت و دوراندیشی آن بانوی صالح، تمجید کرد و در حقشان دعا نمود. خداوند دعای او را مستجاب کرد و این سلسله جلیل‌القدر را از صالحان و حامیان دین قرار داد. (اسلام مجسم، آیت‌الله نوری همدانی، ص 515)

قناعت کن ای نفس بر اندکی/ که سلطان و درویش بینی یکی (سعدی)

* چه کسی ثروتمندتر است؟

حضرت موسی(ع) از خداوند پرسید که کدام یک از بندگان تو از همه غنی‌تر و ثروتمندتر است؟ خدا فرمود: هر بنده‌ای که قانع‌تر باشد، او ثروتمندتر است.

علی(ع) فرمود: «ای فرزند آدم، اگر از دنیا آن قدر می‌خواهی که تو را کافی باشد، اندک چیزی از آن، به طور قطع تو را سیر خواهد کرد.

و اگر زیادتر از حد کفایت می‌خواهی، مسلم بدان که همه آنچه در دنیا هست، هرگز تو را سیر نکرده و کفایت زندگی‌ات را نیز نخواهد کرد.

کاسه چشم حریصان پر نشد/ تا صدف قانع نشد پر در نشد (معراج‌السعادهًْ، همان ص 331)

* گشایش در زندگی خانواده

یادآوری این نکته نیز بسیار ضروری است که هرچند رعایت «قناعت» رفتاری شایسته است، ولی سختگیری بیش از اندازه نیز صحیح نیست.

اگر وضع مالی مرد مناسب است، باید در مخارج اهل و عیالش توسعه داده و زمینه‌های آسایش و راحتی آنها را فراهم نماید.

مال و ثروت برای خرج کردن و تامین هزینه‌های زندگی است، و نه برای جمع کردن و باقی گذاشتن. لازم است آثار و نشانه‌های ثروت در زندگی خانواده نمایان گردد.

اثرات مثبت و سازنده باید در اخلاق و تربیت، رشد فضائل معنوی، سلامت جسمی و روانی همه اعضای خانواده، تبلور پیدا کند.

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «کسی که آثار نعمت‌های الهی در زندگی او دیده نشود، دشمن خدا و مخالف نعمت‌های اوست.» (تفسیر نور، محسن قرائتی، ج 12، ص 518)

«وقتی خدا نعمتی به بنده‌اش می‌بخشد،‌ دوست دارد آثار نعمت را در او ببیند.» (تفسیر نسیم حیات، ابوالفضل بهرام‌پور ج 8 ص 798)

امام رضا(ع) فرمود: «سزاوار است مرد در مخارج خانواده‌اش، توسعه دهد تا آنها منتظر مرگش نباشند.»

امام علی(ع) فرمود: «هر جمعه برای خانواده خود، میوه تهیه کنید تا به فرارسیدن جمعه خشنود گردند.» (همسرداری، ابراهیم امینی، ص 231)

* ساده‌زیستی یا رفاه

همان‌طور که بیان شد، سبک زندگی براساس «قناعت» و اکتفا نمودن به حداقل‌های دنیایی در محیط خانواده و محدود ساختن خود به نیازهای ضروری، در حقیقت یک «انتخاب» است نه «تحمیل».

زندگی در «رفاه» نیز یک «انتخاب» است و منع قانونی و شرعی ندارد. افراد جامعه حق دارند که از نعمت‌های الهی و لذت‌های مشروع آن استفاده کنند. اما جان کلام در این است که کدام روش و کدام انتخاب ترجیح دارد؟ آیا زندگی مبتنی بر «روش قناعت» بهتر است یا «روش رفاه».

گفته شد که طبقه متوسط و ضعیف جامعه، غالبا چاره‌ای از گزینش «شیوه قناعت» ندارند. اما همین شیوه از زندگی اگر همراه با معرفت و آگاهی باشد، به طور طبیعی آنان را به سوی سعادت رهنمون می‌شود، و در زندگی نیز دچار فقر نخواهند شد.

امام صادق (ع) فرمود: «من برای کسی که قناعت را رعایت کند، ضامن می‌شوم که فقیر نشود.»

و در فراز دیگری می‌فرماید: «چهار گروه از مردم هستند که دعایشان به اجابت نمی‌رسد، یکی از آن‌ها، فردی است که مالش را بیهوده تلف می‌کند، سپس می‌گوید: خدایا روزی مرا برسان. خدا در پاسخ می‌فرماید: مگر به تو فرمان ندادم که میانه‌روی را رعایت کنی؟» (همان صص 229- 230)

اما طبقات مرفه جامعه، در انتخاب روش «قناعت و میانه‌روی» مختارند. نکته قابل توجه اینجاست که زندگی اشرافی و فرورفتن در رفاه، غالبا انسان را غافل و او را وابسته به دنیا و مادیات می‌کند.

برای مصون ماندن از این آسیب فکری و روحی، اسلام «روش قناعت» را توصیه می‌کند. رسول خدا(ص) فرمود: «خوشا به حال آن مسلمانی که زندگی‌اش به اندازه کفاف باشد.» (اصول کافی، کلینی، ج 3، ص 210)

* دعای ویژه پیامبر اکرم(ص)

روزی پیامبر(ص) به همراه عده‌ای در مسیر راه به شترچرانی رسیدند. حضرت فردی را برای خرید مقداری شیر نزد شترچران فرستاد. شتربان گفت: آن مقدار که در پستان شتران هست برای صرف صبحانه اهالی قبیله و آن مقدار که در ظرف‌هاست، برای صرف شام آنهاست. شیر اضافه‌ای نداریم که به شما بدهیم.

حضرت در حق آنها چنین دعا کرد: «خدایا مال و فرزندانشان را زیاد کن.»

کاروان پیامبر(ص) بعد از طی مسافتی به گله گوسفندی رسیدند. حضرت فردی را برای گرفتن مقداری شیر نزد صاحب گوسفندان روانه کرد.

چوپان، شیر گوسفندان را دوشید و هرچه در ظرف‌ها نیز داشت، همه را در ظرف‌های فرستاده پیامبر ریخت و گوسفندی هم برای حضرت فرستاد و گفت: همین اندازه می‌توانستیم تقدیم کنیم، اگر بیش از این بخواهید، برایتان تهیه می‌کنیم. حضرت در حق آنها چنین دعا کرد: «خدایا به او به اندازه کفاف روزی بده.»

یکی از اصحاب پرسید: «یا رسول‌الله، به آنان که درخواست شما را رد کردند، دعایی کردید که همه ما آن را دوست داریم و برای این افراد که درخواست شما را بسیار عالی پذیرفتند، دعایی کردید که ما آن را نمی‌پسندیم. رمز این دعا چیست؟»

حضرت فرمود: «آن مقدار مال که کم باشد و کفایت کند، بهتر است از مالی که زیاد باشد اما دل را مشغول و سرگرم دنیا می‌سازد - ان‌ ما قل و کفی خیر مما کثر و الهی-» آنگاه پیامبر(ص) این دعا را کردند: «بار خدایا، به محمد و آل محمد روزی را به اندازه کفاف عطا کن». (همان)

ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد
نام:
ایمیل:
* نظر: