سایر زبان ها

شهروند خبرنگار

صفحه نخست

سرویس خانواده شیعه

سرویس شیعه شناسی

سرویس عکس

سرویس فیلم

صوت

سردبیر

صفحات داخلی

نیویورک تایمز:

روزهای خودنمایی بن سلمان است

'محمد بن سلمان'، سودای آن دارد که با تغییر هسته مرکزی اسلام در عربستان؛ کل جهان را از نو بسازد.این روزها، روزهای خودنمایی او است.
کد خبر: ۱۶۵۲۵۲
۱۶:۱۰ - ۰۳ تير ۱۳۹۷
به گزارش «شیعه نیوز»، نیویورک تایمز دردیدگاهی نوشت: 'محمد بن سلمان'، سودای آن دارد که با تغییر هسته مرکزی اسلام در عربستان؛ کل جهان را از نو بسازد.این روزها، روزهای خودنمایی او است.

'راجر کوهن' ستون نویس نیویورک تایمز در این نوشتار آورده است: زنان عربستان از امروز /یکشنبه/ حق رانندگی کردن پیدا می کنند.

این حقی است که به نوع بشری اعطا می شود که نماد تظلم خواهی در جامعه عربستان است ، انسانی که این جامعه خشک و جمود یافته به او به عنوان یک شهروند درجه '2' و کالایی که فقط باید در پستو نگه داشته شود، می نگرد.
این روزها؛ روزهای درخشش و خودنمایی شاهزاده ' محمد بن سلمان' ولیعهد عربستان است. شاهزاده ای که یک سال قبل در واقع با یک شبه کودتا ، پسر عمویش ' محمد بن نایف' را از مقام ولایت عهدی عزل و برجایگاه او جلوس کرد و قدرت مطلقه را در کشور در دست گرفت.
این جوان 32 ساله جویای نام، کمر همت بسته است ساختار شکنی کند، همه چیز را خراب کند و از نو بسازد.

رئیس جمهور ' ترامپ' بشدت به این شاهزاده علاقمند است و او را در آغوش فشرده است و او را 'پسر گمشده اش در خاورمیانه' خطاب کرده است.
این مرد جوان مشخص ترین حسش، نفرت از ایران است.
او ضمنا، از اسلام سیاسی هم بیزار است و در عوض عاشق پول است.
این جوان تازه به دوران رسیده پر شر و شور و عجول؛ دست به قمار خطرناکی زده است و می خواهد با یک برنامه متهورانه، یک تنه به این معامله سعودی با شیطان که ' تروریسم جهادی ' محصول آن بود و در سرتاسر جهان نشر داده شد؛ مهر اختتام بزند و آن را یکجا ریشه کن کند و از بین ببرد.
از هر سو که به قضیه بنگریم؛ گستره خشونت و بی ثباتی در جهان عرب، تماما بستگی به تجربه سعودی در این پدیده دارد. نمای ظاهری هدف شاهزاده این است که همه چیز را درست و اصلاح و رو به راه کند، به جز حاکمیت مطلق که از سال 1932 توسط خاندان ' آل سعود' به کمک پول نفت و قدرت آمریکا بر کشور حاکم است.

آرمان والای 'محمد ' که عزمش را جزم کرده است آن را به واقعیت مبدل سازد این است که، از دین (مبین ) اسلام یک تصویر لیبرال حداقل در حوزه اقتصاد و امور اجتماعی ارائه بدهد و نشان بدهد در کشوری که مهد دو باب از مقدس ترین شهرها و اماکن مسلمانان است یعنی ' مکه ' و 'مدینه'؛ اسلام مطلقا یک دین خشک مقدس و خشن و یک کتاب مقدس عهد باستان نیست که شریعتی غیر قابل انطباق دارد ، بلکه اسلام دینی است سازگار با مدرنیته و مدارا.

این پروژه متهورانه است.
ملک 'سلمان' پدر 82 ساله محمد ' خادم حرمین شریفین' دو مسجد مقدس اسلام است. خادمی اماکن متبرکه و مقدس اسلام؛ از اصول بنیادین سیاستهای محافظه کارانه پادشاهی عربستان است.
هرگز حتی تصورش را هم نباید کرد که عربستان از این سنت سیاسی و دینی خود قدمی عقب نشینی می کند. برای اثبات این نظریه فقط کافی است نگاهی به سرنوشت ' انور سادات' در مصر که ترور شد و یا سرنوشت 'شاه' ایران که سرنگون شد؛ بیافکنیم. هردو از رهبرانی در خاورمیانه بودند که گرایش به غرب داشتند .

اما عربستان مستثنی است و قابل مقایسه با ایران و مصر نیست. عربستان، یک قطب نماست.
شاید رادیکال ترین تحول شگرفی که بدست ولیعهد جوان عربستان در دست ابتکار است؛ قدرت بخشیدن به زنان است. آزاد ساختن واقعی نیمی از جمعیت جامعه عربستان ؛ یعنی متحول ساختن کشور. یعنی ابلاغ این پیام به جهان که؛ ' اسلام یک دین مدرن است'.

پرسه ای در خیابانهای شهر ' ریاض' پایتخت و شهر 'جده' در ساحل 'دریای احمر' به زیبایی تمام می توان امتزاج مدرنیته در ساختارهای شهری با سنت محافظه کار حاکم بر کشور را حس کرد. شهر آکنده است از ساختمانهای شیک و زیبا و فروشگاههایی مجلل و باشکوه و رستورانهایی مدرن که در شبانه روز پنج بار تعطیل می شوند تا فریضه نماز را به جای آورند. منتها در همین اماکن سحرانگیز هم هنوز تفکیک جنسیتی اجرا می شود. در یک اشاره مقایسه ای می توان اینگونه تشبیه کرد که هرکدام از این دو شهر تلفیق زرق و برق شهر ' هوستون' با سرکوب و جمود شهر ' پیونگ یانگ' اند.

امسال اولین سالن تئاتر در عربستان افتتاح شد و مردم از حیرت انگشت به دهان ماندند.
این تغییر و تحولاتی که شاهزاده سعودی سنگ بنای آن را نهاده و مصمم است آن را به سرمنزل مقصود برساند؛ از حیث تئوری، یقینا گستره ای بس فراتر از عربستان را خواهد پوشاند.
تمام 1.8 میلیارد مسلمان جهان، پنج بار در هر شبانه روز رو به قبله ای نماز می خوانند که در 'عربستان ' قرار دارد. ' عادل الجبیر' وزیر خارجه عربستان با اشاره به همین واقعیت گفته است: هرکجای جهان که نام عربستان برده می شود؛ مردم بی درنگ « مکه» و « مدینه» در ذهنشان تداعی می شود. همه می خواهند با عربستان چشم همچشمی کنند'.
جبیر ادامه می دهد:' مسلمانان جهان وقتی این گشایش و اعتدال و میانه ری و مدارا و نوآوری را در عربستان مشاهده می کنند، آنها هم مشتاق می شوند که از این کشور الگو بگیرند'.
وی تاکید می کند: ' هیچ کشور دیگری در جهان این قدرت نرم را ندارد'.
صد البته که حضور 15 تبعه سعودی در هواپیمایی که واقعه 11 سپتامبر 2001 را ایجاد کرد؛ ابدا ناشی از منش اعتدال و میانه روی سعودی نیست.
معامله زشت و کریه اهل بیت سعود با روحانیون بنیادگرای فتنه انگیز بود که این بلا را بر سر پادشاهی عربستان آورد. این معامله بر این اصل بود که: کاری به کار ما در داخل نداشته باش، ما هم کاری به کار تو در بیرون از مرزها نخواهیم داشت'.

آزاد کردن زنان از قید و بند حصارهای سنتی جامعه، شگرد 'محمد بن سلمان' است برای آنکه نشان دهد خود نیز اعتقادی به این قیود متحجر ندارد. منتها او چندان هم دستانش در این راه باز نیست. ماه گذشته چندین تن از فعالان حقوق زنان دستگیر شدند از جمله ' لوجاین الهثلول' . این بازداشتها نشان می دهد که محمد یا دارد در مورد شعارهایش ریاکاری می کند و یا اینکه ترسیده است. او به زنان اجازه رانندگی می دهد اما به همین زنان اجازه نمی دهد برای اعاده همین حقوق خود فعالیت مدنی داشته باشند.
اما نیروهای ارتجاعی هم در صحنه حضور دارند. شماری از این نیروها همان شاهزاده هایی هستند که شاهزاده محمد پارسال در راستای یک مبارزه وسیع و همه جانبه با فساد آنها را در هتل مجلل ' ریتس کارلتون ' ریاض به حال بازداشت نگهداشت. منتها هیچ محاکمه ای در کار نبود و فقط یک صحنه تئاتر مبارزه با فساد به شیوه رمانهای 'شکسپیر' بود که البته یک تمرین برای قبضه کردن بیرحمانه قدرت برای ولیعهد عربستان بود.

شاهزاده محمد به خبرنگاران 'نیویورک تایمز' گفته است:' به اعتقاد من اسلام را ربوده اند'.
محمد گفت: ' در دوران پیامبر اسلام هم زنان با مردان معاشرت داشتند. پس چرا حالا نه؟'.
محمد بن سلمان تجلی عظمت 'اعتماد به نفس ' است.
او همه سرمایه داران آمریکایی را دعوت به سرمایه گذاری در کشورش کرده است..
در انتقال سیستم حکومت به نظام دمکراتیک، اولین مسئله ای که باید روشن شود این است که آیا رهبران غیر نظامی می توانند ارتش را تحت کنترل درآورند یا نه.
اما عربستان یک استثناست. دمکراسی در عربستان محلی از اعراب ندارد. در دوره انتقال دورگه عربستان، این سوال مطرح است که آیا اسلام محافظه کار 'وهابی' که امنیت کل جهان را به خطر انداخته و عربستان را به یک مکان بسیار سرکوبگر بدل ساخته است، آیا می تواند به یک مذهب عادی بدل شود یا نه .

در شرایطی که محمد بن سلمان در آن قرار دارد و قدرت شگرفی که برای خود قبضه کرده است و رویکردی را اتخاذ کرده که دلگرمی و پشتیبانی میلیونها جوان سعودی را پشت سرش دارد، می توان به تغییر شرایط امیدوار بود.
و اما در رابطه با همسایگان سعودی؛ میانه عربستان و قطر به هم خورده است فقط به این دلیل که برادر بزرگتر یعنی سعودی برادر کوچکتر را متهم به حمایت از تروریسم اسلامگرا می کند.
'ترامپ' که علاقه ای به جزییات دعوای میان این دو همسایه در حاشیه ' خلیج فارس' ندارد با آغوش باز از عربستان استقبال می کند و همین امر دلالت می کند که گرایش سیاست خارجی ترامپ به سمت رادیکالیسم و جهت گیری اش بر مبنای 'پول' است.
'اوباما' می کوشید تا بر روی این کاهش وابستگی آمریکا به نفت عربستان سرمایه گذاری کند و در این گستره وسیع جنگ و خون در خاورمیانه که از سوریه تا یمن امتداد پیدا کرده است.
اوباما با این چشم انداز؛ در حد لزوم، با ایران وارد تعامل شد و به توافق هسته ای رسید و باب یک دیالوگ دامنه دار را به روی تهران گشود.

رویکرد اوباما در قبال تهران, خشم عربستان و امارات را برانگیخت. این دو به وحشت افتادند.
اما ترامپ ظاهر شد و این توافق را بطور کل منتفی دانست. سعودی ها و اماراتی ها خوشحال شدند و شروع کردند به تملق گویی و تشویق او.
ترامپ هم انرژی گرفت و تمام رشته هایی را که اوباما تنیده بود و یک نوع توازن میان مواضع سعودی- ایران ایجاد کرده بود را پنبه کرد.

مشکل اصلی این است که، ایران؛ یک کشور بزرگ و غنی از منابع طبیعی است.
قطر و ایران مشترکا صاحب بزرگ ترین میدان گازی جهان هستند. ' محمد بن عبدالرحمن الثانی' وزیر خارجه قطر به من (نگارنده مطلب) گفته است :' قطر به دلائل مشروع با ایران رابطه دارد '.
قطر در واقع چاره دیگری ندارد.
مشکل دیگر خاورمیانه؛ وجود پدیده ای به نام 'اسلام سیاسی' است که مطلقا مترادف 'تروریسم' نیست.
هنگامی که در سال 2012 ' اخوان المسلمین' انتخابات مصر را برد ؛ 'اوباما' کوشید تا با دولت منتخب ' محمد مرسی' کار کند. مرسی اکنون در زندان و در سلول انفرادی حبس است و نحیف و رنجور شده است.
و اما سعودی ها و اماراتی ها از خوشرفتاری اوباما با مرسی هم دلخور شدند. این دو، اخوان المسلمین را سازمانی تروریستی می شناسند. عادل الجبیر گفته است که اخوان المسلمین برنامه اش این است که کل منطقه را به زیر سلطه خود درآورد.

اصل و اساس تفرقه در خاورمیانه هم همین ناسازگاری قطر با شاهزاده محمد است.
'محمد' شرط بندی کرده است که می تواند اخوان المسلمین و هوادارانش را در قطر و جمهوری اسلامی و هوادارانش در یمن را خرد کند و در هم بکوبد. اما جنگ یمن سه سال است که ادامه دارد و فروکش نکرده است. فقر و گرسنگی و شیوع وبا در کشور بیداد می کند و در کنار جنگ جان هزاران انسان بی گناه را گرفته است. در بمباران های سعودی بیمارستانها و مدارس هم هدف قرار می گیرند و انسانهای بی گناه بیشماری کشته می شوند. 'حوثی' ها هم شهرهای عربستان را موشک باران می کنند و بدبختی را نشر می دهند.
طبیعتا این توجیه؛ یک توجیه عقلایی و مشروع است. اما این مطلق گرایی در سیاست خارجی؛ خودزنی است.

اگر ولیعهد عربستان تغییر عقیده بدهد، قطر و یمن ، می توانند نقطه شروع خوبی باشند. قطر مقابل هر تقاضایی زانو نخواهد زد.

' هدی عبدالرحمن الهلایسی' یکی از اولین زنان عضو شورای مشورتی عربستان با نام 'شورا' در این باره می گوید:' اگر جنگ یمن اتفاق نیفتاده بود ما الآن کجا می بودیم؟'.
وی سپس می گوید:' با جنگ یمن؛ تصویر عربستان در سطح جهان وحشتناک شد. من فکر می کنم یمن؛ جنگ ویتنام ماست'.
منبع: ایرنا
ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد
نام:
ایمیل:
* نظر:
غیر قابل انتشار: ۳
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
نظرات بینندگان
ناشناس
۱۹:۴۷ - ۱۳۹۷/۰۴/۰۵
در امارات