سایر زبان ها

شهروند خبرنگار

صفحه نخست

سرویس خانواده شیعه

سرویس شیعه شناسی

دیده بان شیعیان

سرویس عکس

سرویس فیلم

صوت

سردبیر

صفحات داخلی

ولیعهد عربستان سعودی خواستار مهندسی دوباره کشورش است

واشنگتن پست در تحلیلی نوشت: 'چشم انداز 2030' برنامه ولیعهد عربستان برای اصلاح ساختاری کشور؛ طرحی است که پیش از این در بسیاری از کشورها تجربه شده و بعضا هم موفق نبوده است.
کد خبر: ۱۵۳۵۳۷
۱۶:۱۴ - ۱۲ آذر ۱۳۹۶
به گزارش«شیعه نیوز»، ' کالورت دبلیو. جونز' استادیار رشته حکومت و سیاست در دانشگاه 'مریلند' آمریکا در این تفسیر آورده است:

ولیعهد صاحب قدرت عربستان، شاهزاده 'محمد بن سلمان' صرفا بر قبضه کردن قدرت و آنگاه جلوس بر تخت پادشاهی چشم ندوخته است؛ بلکه او چشم اندازی فراخ تر را در منظر دارد و هدفش، از نو ساختن جامعه عربستان است. او با شهامت تمام گفته است که کشورش 'یک کشور عادی نیست'.

محمد بن سلمان عزمش جدی است که جامعه عربستان را مدرن کند، البته با روندی شتابان.او در این راه پر فراز و نشیب، ادامه دهنده راهی است که پیش از او عده ای از رهبران جهان پیموده اند منتها هرکدام شاهد نتایجی ضد و نقیض بوده اند. این رهبران اعم بوده اند از ' کمال آتاتورک' در ترکیه بعد از جنگ جهانی اول؛ 'شاه ' (مخلوع) ایران قبل از انقلاب و سایر تغییر دهندگان نظام های استبدادی و دیکتاتوری تاریخ. ولیعهد عربستان برای طراحی برنامه اصلاحاتش که ' چشم انداز 2030' نام دارد؛ از تفکر مشاوران شرکت جهانی مشاوران مدیریت 'مک اینزی' McKinsey کمک گرفته است.

این برنامه یک برنامه جامع و فراگیر ایجاد اصلاحات ساختاری در کشور است تا از عربستان جامعه ای باز بسازد و اقتصادش را از اتکا به نفت خارج کند. این اصلاحات که مدتی است کلید خورده است ؛ برنامه اصلاح ساختار کلی کشور در تمامی حوزه ها اعم از اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است. در این برنامه از بخش خصوصی کشور یک بخش خصوصی پر جنب و جوش خواهد ساخت و دیوان سالاری اداری کشور را کوچک خواهد کرد ؛ قدرت دستگاه 'وهابی' حاکم بر کشور را مهار و تمام سالن های بسته شده سینماهای کشور را بازگشایی خواهد کرد.

بارزترین وجه این اصلاحات، اصلاحی است که بر قرائت خشک و جمود یافته حاکم بر کشور از دین وارد می شود. قرار است در آینده، قرائتی معتدل و آسان گیر از دین بر کشور حاکم باشد.
به غیر از یک سری شخصیت هایی که از این برنامه اصلاحات ولیعهد عربستان ناراضی اند و آن را قبضه کردن قدرت می دانند و به خصوص از جنگ فاجعه باری که سعودی در یمن به راه انداخته است، ناراحتند اما عموم جامعه جهانی با آغوش باز به استقبال این اصلاحات رفته اند و از این 'مهندسی اجتماعی ' جامعه عربستان خشنودند.
' توماس فریدمن' دیدگاه نویس روزنامه 'نیویورک تایمز' این تحول را ' بهار عربی عربستان' در آخرین دقایق نام برده است.
اما چندان هم خوش بین نباشیم. 'مهندسی اجتماعی' حرکتی است که تبحر و زیرکی خاصی را می طلبد. ضمنا معلوم هم نیست که نتیجه این کار بزرگ و مهم چه باشد. چنین تلاش مشابهی در ترکیه موفق بود.'آتاتورک' نمونه موفق رهبران تحول ساز جهان بود و تمام تلاش هایش همانگونه که سوگند یاد کرده بود، را وقف از نو ساختن کشور و در مسیر غرب انداختن خواهد کرد؛ به ثمر نشست.
اصلا چرا راه دور برویم. در همین همسایگی عربستان یعنی در کشور امارات عربی متحده هم چند سال پیش چیزی شبیه به پروژه ولیعهد عربستان به اجرا گذارده شد و مطلقا موفق نبود. طبیعی است چرا. مردم از آن استقبال نکردند.
اصولا در جهان عرب، ایجاد یک انقلاب اجتماعی که سر تا پای همه چیز را در کشور متحول کند؛ چیزی نیست که با یک حکم حکومتی قابل اجرا باشد. هر تحولی در جهان عرب نیازمند آن است که ما در بدو امر بر روی مردم سرمایه گذاری کنیم و آنها را آماده این تغییر و تحول ساختاری سازیم.

البته قبول داریم که دو کشور عربستان و امارات تفاوت های فوق العاده مهمی با هم دارند ؛ اما به هر حال بسیاری از چالش های اجتماعی و اقتصادی آنها همسان هم است. هر دو از پادشاهی های نفت خیز جهان عرب هستند و ثروتشان مرهون این منبع طبیعی است. مردم هردو کشور از حیث اجتماعی سخت محافظه کارند. هردو کشور جمعیت عظیمی از جوانان جویای کار دارند. هر دو با همان معضل شوم خشکه مقدسی درباره قراردادهای اجتماعی که ویژه کشورهای حاشیه 'خلیج فارس' است، دست به گریبانند. در این قراردادهای اجتماعی همه شهروندان فقط پست و منصب دولتی را می خواهند تا به حکومت مستبد مطلقه ای که بالای سرشان است، کاری نداشته باشند.
حالا در چنین جامعه ای نخبگان حاکم بر کشور به صلاح دیدند هنوز نفت تمام نشده است بیایند و کشور را جهانی سازی کنند. در سال 2010 آنها با شهامت تمام برنامه چشم انداز 2030 را معرفی و از سال 2009 اجرای آن را آغاز کردند.

حکام امارات همچون حاکمان عربستان دست به یک سری ابتکار عمل هایی برای ارتقای سطح دانش، فرهنگ و نوآوری زدند. به عنوان مثال برای به حرکت درآوردن چرخ اقتصاد، امارات مجموعه ای به نام 'شهر مصدر' ساخت که قرار بود اولین کلانشهر بدون کربن جهان باشد. این شهر به گونه ای طراحی شده بود که یک اکوسیستمی بیافریند که در آن تحقیقات در زمینه انرژی های تجدید پذیر و همچنین نوآوری و آموزش و ارتقای سطح تولید انجام بگیرد.
در عربستان هم ' محمد' شهری به نام 'نئوم' به معنای ' آینده جدید' می سازد. این شهر یک درونمایه روباتیک دارد و آرمانی والا را دنبال می کند.
ساخت شهرهایی بزرگ در کلاس جهانی، احداث موزه ها و دانشگاههای جدید در دو کشور همه از همان ابتکار عمل های مهندسی اجتماعی است.
در امارات محور این برنامه ساخت یک جزیره بدست انسان بود با نام ' جزیره سعدیات'. در این جزیره 'موزه ملی جدید زاید' و یک مجتمع دانشگاه ماهواره ای نیویورک و شعبه ای از موزه 'لوور' و شعبه ای از موزه ' گوگنهایم' احداث شده است.اما به رغم تمام این پیشرفت ها، مشکل اینجاست که پیشرفت کشور و مدرنیزه شدن آن توسط حکام خودکامه نمی تواند هیچ تحولی در وجود خود مردم این کشورها ایجاد کند و باعث شود آنها تغییری در منش و سلوک و روش زندگی خود ایجاد کنند. باز شدن سینماها در عربستان فقط به درد جوانان این کشور می خورد. راه اندازی یک اقتصاد جدید در کشور نیازمند تحولاتی بس گسترده تر است.

این مشکل را ایجاد کنندگان اصلاحات در امارات متوجه شدند و در عربستان هم بالاخره روزی برنامه ریزان اصلاحات متوجه آن خواهند شد و درک خواهند کرد که شرط اولیه و اصلی متحول ساختن کشور مستلزم آن است که باید همزمان هم قالب فکری مردم را متحول ساخت و هم سطح مهارت نسل رو به رشد کشور را بالا برد.
در کشورهایی که مردم شغل را فقط شغل دولتی می دانند و آن را حق خود می شناسند؛ این یعنی اینکه حتما باید ماهیت این شهروندی متحول و از نو شکل دهی شود.
مصداق عینی این معضل کشور امارات بود.

رهبران امارات بعد از برنامه ریزی و اجرای اصلاحات خیلی زود متوجه شدند که مردم اشتیاق چندانی به اشتغال در بخش خصوصی ندارند و اکثرا طالب شغل دولتی اند که منبع درآمد ناپایدار آن هم نفت است. به همین دلیل، رهبران کشور مترصد شدند دست به یک مهندسی اجتماعی عمیقتری در کشور زدند تا شهروندان را آماده جهانی سازی کنند. آنها با این آرمان دست به یک سری اصلاحات مهم زدند از جمله اصلاح ساختارهای آموزش عمومی کشور. این کار از مهدکودک ها شروع شد. رویکرد این برنامه 'دانش آموز محور' بود و تمرکزش هم بر روی آموزش مهارت های گوناگون؛ خلاقیت و حل مسئله بود و کنار گذاشتن روش حفظ کردن دروس.
در این جامعه، دیگر همچون گذشته، دینریال محور و اصل و مبنای همه شئون کشور نیست بلکه کسب علم و فناوری و تجارت و مهارت صنفی مانند 'فناوری اطلاعات' و مراقبت های درمانی، ترویج روحیه شهروندی و مدارا و کار آفرینی در جامعه اصل و مبناست.
خوب حالا ببینیم آیا این فرآیند برای ساختن شهروندانی آماده جهانی شدن مثمر ثمر بود یا نه؟
نتیجه تحقیقات من در مصاحبه با هزاران اماراتی در کسوت های گوناگون به این نگرش رسید که در وهله اول، مهندسی اجتماعی بهتر است بر مبنای تغییر منش و رفتار مدنی شهروندان انجام بگیرد تا تغییر شیوه و منش اقتصادی آنها.

در مورد تحول ساختاری عربستان هم همین قضیه صادق است. اگر شاهزاده 'محمد' واقعا قمار می کند و آزادی های شخصی مردم را احقاق می کند؛ در واقع آنها را تشویق به مسئولیت پذیری مالی می کند. پس شاید او نیاز به یک استراتژی دیگری داشته باشد. آزادسازی اجتماعی لزوما به مفهوم بهره وری افزوده اقتصادی نیست.
این کافی نیست که صرفا احساس کنیم در کشوری خوب زندگی می کنیم. حس خود شیفتگی، گاهی اوقات نتیجه معکوس در پی دارد.

در مورد امارات، این وفور آزادی های اجتماعی در میان مردم سبب شد، آنها احساس کنند که بیش از حد خاصند و استحقاقشان این است که پست های بالای دولتی و حکومتی را احراز کنند. در حالیکه همه تلاش رهبران کشور این است که این طرز تفکر مردم را متحول کنند.
در برنامه تحول ساختاری عربستان هم تزریق حس عالی ملی گرایی به عنوان نیروی محرک کار و تلاش پیش بینی شده است.
' چشم انداز 2030' مملو است از حس تحسین و پرستش کشور عربستان سعودی و ملتش به حدی که حتی در آن به صراحت تاکید شده است:' جهان از این عربستان؛ در بهت و حیرت خواهد ماند'.
شاهزاده محمد با هدف اینکه قدرت دستگاه وهابیت حاکم بر کشور را مهار بزند؛ رویکردش ملی گرایی مبتنی بر سکولاریسم است و مبنای مشروعیت رژیم حاکم بر کشور را هم همین اصل قرار داده است.

پس اگر ولیعهد می خواهد که جوانان کشور خطر پذیری کنند و مشتاق اشتغال در بخش خصوصی باشند باید مراقب باشد مبادا حس غرور مدنی مردم بیش از حد تحریک شود.
در مجموع آنکه، مهندسی اجتماعی در دو کشور امارات و عربستان برای آنکه در درازمدت موفق شود و پایدار بماند، نیازمند آزادی های سیاسی و مشارکت سیاسی شهروندان است.نسل های آینده در جهان عرب خواهان مشارکت سیاسی در کشورند.

به عبارتی دیگر، در جهان عرب، هر دیکتاتوری که دست به مهندسی اجتماعی سر تا پای جامعه بزند؛ در آینده نزدیک باید دیر یا زود خود را آماده کند که یقه اش گرفته خواهد شد.
حکام سعودی برای آنکه واقعا ذهنیت مردم را متحول کنند و آن را از نو بسازند و موافق توسعه و آماده جهانی شدن کنند؛ باید در وهله نخست این حقیقت را درک کنند که حتما باید قراردادهای اجتماعی را مجددا به مذاکره بگذارند آن هم به شیوه ای شفاف و فراگیر نه آنکه فقط متمرکز بر طرح ها و برنامه های دولت بمانند و خیال کنند که این طرح ها نتیجه بخش خواهد بود.
منبع: ایرنا
ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد
نام:
ایمیل:
* نظر: