سایر زبان ها

شهروند خبرنگار

صفحه نخست

سرویس خانواده شیعه

سرویس شیعه شناسی

سرویس عکس

سرویس فیلم

صوت

سردبیر

صفحات داخلی

انتقاد دکتر حسيني قزويني از مولوي عبدالحميد به دليل طفره رفتن ايشان از مناظره

دکتر سيد محمد حسيني قزويني، مسئول مؤسسه تحقيقاتي حضرت وليعصر(عجه الله تعالی فرجهم الشریف) با انتشار بيانيه اي از مولوي عبدالحميد به دليل طفره رفتن مکرر ايشان از مناظره و گفتگوي دوستانه انتقاد کرد.
کد خبر: ۱۴۹۶
۰۰:۰۰ - ۰۸ آبان ۱۳۸۶

به گزارش «شیعه نیوز»،دکتر سيد محمد حسيني قزويني، مسئول مؤسسه تحقيقاتي حضرت وليعصر(عجه الله تعالی فرجهم الشریف) با انتشار بيانيه اي از مولوي عبدالحميد به دليل طفره رفتن مکرر ايشان از مناظره و گفتگوي دوستانه انتقاد کرد.

در اين بيانيه که دکتر حسيني قزويني آن را سخن پاياني خود خطاب به مولوي عبدالحميد اظهار داشته، آمده است:

بسم الله الرحمن الرحيم
1 ـ در اين بيانيه عبارتهايي دور از ادبيات اسلامي به کار رفته بود و دو شخصيت جهاني شيعه (آقايان دکتر عصام و دکتر تيجاني) مورد اهانت مجدد قرار گرفته بودند و نظام جمهوري اسلامي و قوه قضائيه نيز به جانبداري متعصبانه متهم شده بودند و... به ايشان و همفکران عزيرشان خالصانه سلام گفته و کريمانه از کنار آن مطالب نادرست مرور مي کنم.

2 ـ دعوت اوليه اين جانب از جناب مولوي عبدالحميد، مناظره و گفتگوي دوستانه در خصوص مطالبي بود که ايشان در خطبه هاي نماز جمعه زاهدان نسبت به دو شخصيت شيعه آقايان دکتر عصام و دکتر تيجاني مطرح کرده بودند و ملتزم بوديم که بحث و گفتگو به خارج از آن کشيده نشود و انتظار از جناب مولوي خيلي فراتر از اين بود که قضيه را به انحراف کشانده و به يک معضل تبديل کرده و با جوسازي عليه نظام و قوه قضائيه، بهره برداري سياسي نمايند.

3 ـ اگر مسأله اتحاد ميان مسلمانان از ديدگاه جناب مولوي عبدالحميد اين همه حائز اهميت است، پس چرا در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي در همايش ختم صحيح بخاري از آقاي دکتر محمد إبراهيم رئيس دادگاه مدينه دعوت کردند و ايشان در سخنراني خود به مقدسات شيعه اهانت کرد و ايشان نه تنها به سخنان وي اعتراض نکردند؛ بلکه در سفر اخير خود به مدينه منوره از حضور ايشان در همايش، تشکر نمودند.

و چرا در سال اتحاد ملي کتابهاي وهابيون که شيعه را به مشرکان عصر رسالت تشبيه کرده و خون و مال آنان را مباح دانسته، در سايت رسمي حوزه علميه زاهدان قرار داده اند مانند: توسل مشروع ...، رساله شيخ الاسلام ابن تيميه و...

چرا در برابر حرکت هاي تند وهابيت بر ضد شيعه عکس العمل مناسبي نداشته اند؟

چرا بيانيه 38 تن از علماي وهابي افراطي عربستان، در وجوب قتل شيعيان و تخريب حرم امامام معصوم (علیه السلام ) را محکوم ننمودند؟

چرا با فتواي ضدّ اسلامي بن جبرين وبراک، در تخريب حرم اميرالمؤمنين و امام حسين و ابوالفضل عليهم السلام برخورد صريح نداشتند؟ بلکه کتاب بن جبرين و صالح فوزان وعبد الرحمن دمشقيه که از تکفيريون وهابي هستند، هم اکنون روي سايت رسمي حوزه علميه زاهدان موجود است!! و صدها چراها که فرصت بازگو کردن آن نيست!!!

4 ـ چگونه جناب مولوي عبد الحميد از انتقال دو نفر از مذهب مالکي و وهابي به مذهب شيعه اين چنين حساسيت به خرج داده و جوسازي مي کنند با اين که در تاريخ، افراد متعددي از مذهب حنفي به شافعي و از شافعي به حنفي و... منتقل شده اند، همانگونه که مناوي از شخصيتهاي بزرگ اهل سنت مي گويد: گروهي از بزرگان اهل سنت از مذهب خويش به ديگر مذهب انتقال يافته اند همانند: عبد العزيز بن عمران که از مذهب مالکي به مذهب شافعي منتقل شد و ابوثور، از حنفي به شافعي وطحاوي، از شافعي به حنفي، و امام سمعاني از حنفي به شافعي، و خطيب بغدادي وآمدي وابن برهان از حنبلي به شافعي، و ابن فارس از شافعي به مالکي، و ابن دهان از حنبلي به حنفي و از حنفي به شافعي انتقال مذهب دادند. فيض القدير، ج 1، ص 273

5 ـ مقام معظم رهبري ـ مدّ ظلّه الوارف ـ که امسال را «سال اتحاد ملي وانسجام اسلامي» معرفي نمودند، هرگز از مناظره و گفتگوي دوستانه علمي منع نفرموده اند، و به تعبير شهيد مطهري: «آن چه نبايد صورت گيرد، کارهايي است که احساسات و تعصّبات و کينه هاي مخالف را بر مي انگيزد، امّا بحث علمي سروکارش با عقل و منطق است، نه عواطف و احساسات». امامت و رهبري، ص 21

6 ـ مگر جناب مولوي عبد الحميد وديگر عزيزان اهل سنت در مناظره و گفتگوي علمي چه مطالبي مي خواهند مطرح کنند که از دادگاه ويژه روحانيت هراس دارند؟ و آيا تا کنون قوه قضاييه به خاطر طرح مسائل علمي دور از تعصب و اهانت، کسي را مورد مؤاخذه قرار داده است؟

7 ـ آيا هدف از کشاندن مناظره به يکي از کشورهاي اسلامي و پيش داوري غير منصفانه، فراهم ساختن زمينه بدبيني و جو سازي عليه نظام جمهوري اسلامي نيست؟ و يا پيشنهاد دعوت از افرادي از خارج از کشور جهت مناظره، نشانگر ضعف علمي نيست؟

8 ـ اين جانب مباهله را رد نکرده ام، بلکه پيشنهاد نموده ام که با الهام از سيره نبي مکرم(صلي الله عليه و آله و سلم) اول مناظره و گفتگوي علمي دوستانه صورت پذيرد و در صورتي که گفتگوي علمي به بن بست رسيد، نوبت به مباهله خواهد رسيد و آمادگي کامل خود را براي مباهله اعلام نموده ام.

در پايان براي آخرين بار از جناب مولوي عبد الحميد در خواست مي کنم با بهانه هاي واهي از گفتگوي دوستانه که بهترين راه براي حل اختلاف فيمابين و زمينه ساز وحدت مي باشد، طفره نروند.

وَالسَّلاَمُ عَلَي مَنْ اتَّبَعَ الْهُدَي.

دکتر سيد محمد حسيني قزويني 7/8/86

 

T

ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد
نام:
ایمیل:
* نظر: