۵
داماد امام موسی صدر :

جلال​الدین فارسی از جزئیات ربوده شدن امام​موسی صدر توسط معمر قذافی مطلع است.

جلال الدین فارسی به شهادت گفته‌ها و نوشته‌هایش در کتاب «زوایای تاریک» از یاران نزدیک و حامیان قذافی است. آنقدر نزدیک که از چگونگی و جزییات ربودن امام صدر خبردار می‌شوند و با افتخار از اینکه تنها ایرانی این‌قدر محرم به حاکمیت لیبی هستند، یاد می‌کنند. من ادعا نمی‌کنم؛ استاد فارسی خودشان نوشته‌اند. آیا شخصیتی چنین نزدیک و محرم به قذافی نمی‌تواند - حتی ناخوداگاه- برآورنده بخشی از رویاهای قذافی باشد؟!
کد خبر: ۲۵۵۴۰
۰۰:۱۱ - ۱۴ شهريور ۱۳۹۰
SHIA-NEWS شیعه نیوز :

مهدی فیروزان، داماد و خواهرزاده امام موسی صدر، جلال​الدین فارسی را متهم کرد که از جزئیات ربوده شدن امام​موسی صدر توسط معمر قذافی مطلع است.

به گزارش «شیعه نیوز» ،آنچه در پی می​آید، گزیده​ای از سخنان او در گفت​وگو با هفته نامه شهروند امروز است:

قبل از پیروزی انقلاب، حدود یک سال قبل از انقلاب، گاهی میان کسانی که در اردوگاه انقلاب قرار دارند، بحث‌هایی مطرح میشود که اگر امام فوت کنند، این انقلاب را چگونه میتوان ادامه داد. فارغ از این که آیا کاندیداهای انقلابیون در آن موقع از این بحث ها مطلع هستند یا نه؛ گروهی معتقد به جانشینی امام خمینی توسط آیت الله منتظری هستند، گروهی معتقد به شهید بهشتی و گروهی دیگر هم معتقد به امام موسی صدر هستند. هر گروه هم استدلالهای خود را دارند. بدون این که این سه بزرگوار بدانند.

اردوگاه امام خمینی هم از رویکردهای مختلفی تشکیل شده بود، کما این که وقتی هم به ایران آمدند به خاطر این تفاوت‌ها، اختلافاتی هم پیش آمد. عده ای از افراد مؤثر در اردوگاه آقای منتظری در سالهای قبل از پیروزی انقلاب در اردوگاه قذافی فعالیت می‌کردند و تغذیه فکری، سیاسی، لجستیکی، معنوی و مادی می‌شدند و در مدرسه فکری و فلسفی نظام افراطی لیبی آموزش می‌دیدند. کسانی همچون شهید محمد منتظری، آقایان جلال الدین فارسی، ابوحنیف، ابوشریف و...، حتی در سطوح دیگر، مثل اولین نماینده رسمی جمهوری اسلامی ایران در لبنان آقای احمد موحدی.

مشخصه اصلی این افراد، همپیمانی با قذافی و مخالفت با امام صدر در لبنان است. وجه مشترک همه آنها تندروی و قانون‌شکنی و استفاده از زور (اسلحه) برای تحمیل تصمیماتشان و جوسازی افراطی و ترعیب طرف مقابل بود؛ دقیقا همان ویژگی های اخلاقی و رفتاری قذافی.

برخی دیگر از هواداران قذافی در همان ابتدا ، در نهادهایی نظیر وزارت امور خارجه، سپاه و در سطوح اداره و تصمیم‌سازی کشور وارد شدند. قذافی تلاش می کرد که در رده های بالا و مناصب استراتژیک نفوذ کند و انقلاب را مصادره نماید اما به دلیل این که رجال محبوب و معتبر و سرآمد را در اردوگاه خودش ندارد، قادر به نفوذ در شورای انقلاب نمی شود. همپیمانانش از نسل دوم انقلابیون هستند؛ سطوحی جوانتر از استاد مطهری و شهید بهشتی. به همین دلیل هم جلال الدین فارسی کاندیدای ریاست جمهوری شد؛ یعنی ببینید که لیبی تا کجا و تا چه عمقی در انقلاب ایران پیشروی و نفوذ می‌کند. اما هوشیاری شورای انقلاب از کاندیداتوری فارسی جلوگیری می‌کند. توطیه قذافی خنثی می‌شود اما آرزوی خود را رها نمی‌نماید و از راه‌های دیگر تلاش می‌کند.

جلال الدین فارسی به شهادت گفته‌ها و نوشته‌هایش در کتاب «زوایای تاریک» از یاران نزدیک و حامیان قذافی است. آنقدر نزدیک که از چگونگی و جزییات ربودن امام صدر خبردار می‌شوند و با افتخار از اینکه تنها ایرانی این‌قدر محرم به حاکمیت لیبی هستند، یاد می‌کنند. من ادعا نمی‌کنم؛ استاد فارسی خودشان نوشته‌اند. آیا شخصیتی چنین نزدیک و محرم به قذافی نمی‌تواند - حتی ناخوداگاه- برآورنده بخشی از رویاهای قذافی باشد؟!

در تاریخ خیلی از چیزها روشن میشود. بگذارید یک نمونه تاریخی بگویم، به طور مثال شهریور سال گذشته روزنامه خیلی دولتی ایران ضمیمه‌ای منتشر کرد و با چند نفر از کسانی که خودشان را از دوستان و نزدیکان قذافی معرفی می‌کردند، مصاحبه‌هایی انجام داد؛ افرادی همچون آقایان فارسی، رفیقدوست، ابوحنیف و چند نفر دیگر . همه این آقایان در شرایطی که همه دادگاهها حکم به محکومیت قذافی داده اند، طرحی را مطرح کردند که شخصا برای من عجیب بود.

هر سه با یادآوری دوستی خود با قذافی، با ادبیاتی مثلا دوستانه و خیرخواهانه، بیشنهاد تشکیل کمیته تحقیق برای روشن شدن ماجرای ربودن امام صدر را ارایه می کردند. بیشنهادی که قذافی شش سال قبل داده بود تا نتیجه تحقیقات و احکام قطعی دادگاه‌های لبنان و ایتالیا را بی‌اعتبار کند. جالب است همه اینها را هم خودشان بیان میکنند. اصلا برای رجل سیاسی بیان این که من یک رابطه نزدیک با فلانی دارم معنا دارد؛ یعنی شما نمیتوانید به راحتی از کنارش بگذرید.

چه کسی می‌تواند بگوید من رابطه نزدیکی با فلان مقام خارجی دارم و بازخواست نشود. روی چه حسابی با این مقام خارجی رابطه داشتی؟! این افراد نه تنها به این دوستی تصریح می‌کنند، بلکه به صورت هم‌زمان و هماهنگ طرحی نادرست را که قذافی در سال‌های اخیر مطرح می‌کرد، بیان می‌کنند که قذافی به ما پشنهاد داد که به مسئولین ایرانی بگوییم با ایجاد یک کمیته پنج جانبه یا سه جانبه تحقیق، قضیه امام موسی صدر را پیگیری کنیم. این پیشنهاد دقیقا وقتی مطرح شد که ایتالیا علیه قذافی حکم داد، دادگاه لبنان هم حکم به مجرمیت او داد و کمیته‌های تشخیص و تحقیق دادگاه هم حکم به ربایش امام در لیبی دادند.

قذافی وقتی هیچ راهی برای فرار از این احکام نداشت، دست به دامان ایران برای آغاز مجدد تحقیقات شد. تشکیل کمیته جدید یک راه نادرست و ساخته سیاستهای قذافی است و همه آن ۵ نفر در آن مقطع، چنان پیشنهادی را، آن‌هم با یک ادبیات مطرح می‌کنند. ما که این قدر دیگر ساده نیستیم. وقتی پنج نفر طی مصاحبه با یک مجله و با یک ادبیات پیشنهاد کمیته تحقیق میدهند، تصادفی و اتفاقی است؟

مصاحبه آقایان درست چند روز پس از مصاحبه سعد مجبر سفیر لیبی در ایران منتشر شد. او هم عیناً همین پیشنهاد تشکیل کمیته تحقیق را داده بود. این همه هماهنگی شگفت‌آور نیست؟! در چنین برهه ای طبیعی است که پرونده امام صدر را نمی توانید پیش ببرید.

دوره ای که محمد منتظری می‌تواند فرودگاه را ببندد و به‌رغم مخالفت دولت انقلاب، جلّود با هواپیمایش در فرودگاه می‌نشیند و برای استقبال «جلّود تروریست» عکس بزرگی از قذافی در فرودگاه می‌زنند و زیر تصویر قذافی با جلود عکس می‌گیرند. روزهای اول حکومت انقلاب بود و ما تازه سیاست را تمرین می‌کردیم ولی قذافی سال‌ها سیاست‌ورزی کرده و برای وابستگی ایران به خودش برنامه‌ ریخته بود.

شنیدنی است: یکی از کارهای قذافی این بود که یک هواپیما ایرانی میبرد که یک هفته آنجا اقامت کنند و پذیرایی شوند تا در محل سخنرانی او بنشینند و برایشش کف بزنند. وقتی همه به امام خمینی فشار آوردند که قذافی بزرگ انقلابیون عالم می‌خواهد به دیدن شما بیاید، اگر امام راه را نبسته و نگفته بودند که تا امام موسی صدر را نیاورد، ملاقات ممکن نیست، هم‌پیمانان لیبی خیلی از مناصب را گرفته بودند.
ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد
نام:
ایمیل:
* نظر:
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۵
نظرات بینندگان
سعید
Iran (Islamic Republic of)
۰۳:۴۶ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۴
خیلی یادداشت پرتی بود.
اصلا نویسنده از تاریخ انقلاب گویا خبری نداره و با یک کتاب خواندن میخواد تحلیل کنه.
فقط ابوشریفو در نظر بگیریید کسی که تو حزب ملل بوده با صد من گریس نمیتونه به لحاظ فکری به یکی مثه رفیق دوست بچسبه.
بعدم برای مجاهدین زمان انقلاب به جز شهید چمران و لبنانیهای شیفته انقلاب ایران، امام موسی هیچ اتوریته آن هم در سطح رهبری آینده نداشته.
جناب فارسی خیلی به داستان پردازی علاقه دارند.
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۱:۳۵ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۴
سلام عليكم
آقاي جلال الدين فارسي داماد آقاي صدر نيستن
حرف هاي شما شائبه ي اينو مي كنه لطفا اصلاح كنيد
والاسلام
سعید
Iran (Islamic Republic of)
۱۷:۳۶ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۴
تا یکی نقدت کرد کانتشو حذف میکنی؟
بابا انتقادپذیر!!
انتقادپذیری فقط برا دیگران خوبه؟
صادق
Iran (Islamic Republic of)
۱۶:۵۵ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۵
جلال الدین فارسی واقعاً از ماجرای امام صدر با خبر است؟
علی ایرانی
Iran (Islamic Republic of)
۱۰:۱۳ - ۱۴۰۰/۰۹/۲۹
تاریخ برملا میکند کسانی که ننگ برچهره داشتن وافشامیشوند مورد تنفر قرار میگیرند ولعنت ابدی برایشان ارسال میکنند چند روز حکومت ارزش هزارقرن لعنت ندارد