nesws
nesws
کد خبر: ۱۸۵۷۴۸
تاریخ انتشار: ۰۹ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۰:۲۹
بسیاری از زنان فعال در حوزه سیاسی و اجتماعی افغانستان بارها با اشاره به روند مذاکرات صلح بین آمریکا و طالبان خواستار تضمین حقوق زنان در آینده چنین صلحی شده اند اما واقعیت های اجتماعی نشانگر آنست که زنان افغان بیش از خشونت طالبانی از باورهای خود صدمه می بینند.
به گزارش «شیعه نیوز»، بسیاری از زنان فعال در حوزه سیاسی و اجتماعی افغانستان بارها با اشاره به روند مذاکرات صلح بین آمریکا و طالبان خواستار تضمین حقوق زنان در آینده چنین صلحی شده اند اما واقعیت های اجتماعی نشانگر آنست که زنان افغان بیش از خشونت طالبانی از باورهای خود صدمه می بینند.

خبر کشته شدن «فریده» آن زن افغان که توسط همسر و پسرانش به شکل دلخراشی به قتل رسیده بود، در حد فاصل روز نشر آن در چهارشنبه 4 اردیبهشت ماه جاری تا امروز مانند صدها خبر مشابه قبلی در لابه لای انبوه اخبار امنیتی خیلی زود به فراموشی سپرده شد.
اگر چه مرگ آن زن زخم خورده از خشونت های خانوادگی می تواند علت های متنوع و از منظر قاتلان هم دلایل متعددی داشته باشد اما همه این بهانه ها نمی تواند توضیح دهد که چطور پسران تربیت شده توسط یک زن می توانند عامل آزار و مرگ یک زن باشند.

آن گونه که در خبرها آمده ؛ فریده که از آزارهای همسر به ستوه آمده بود، به کمک خانواده اش به پلیس شکایت می برد و با امضای این شکایت در واقع حکم مرگ خود را امضا می کند و در اینجا شاید بتوان کوتاهی نیروی پلیس را هم به علت وقوع این حادثه افزود.

طبق اظهارات برادر فریده، خواهرش سال ها بود که به دلایل مختلف توسط همسرش مورد ضرب و شتم قرار می گرفت و این اواخر همسرش برای تشدید آزار او از سنگ و چاقو هم کمک می گرفت.
در افغانستان همه می دانند که سرنوشت فریده که شکنجه های جسمی او با ممنوعیت رفت و آمدهای متداول زندگی و منع ملاقات اقوام و آشنایان گره خورده است ، رخداد انحصاری این زن نیست و صدها زن افغان هر روز به اشکال مختلفی با این نوع رنج ها دست و پنجه نرم می کنند.
صبح دوشنبه دوم اردیبهشت به هنگام نماز صبح، دو پسر فریده مادرشان را با معاونت پدر خود یا عکس آن به قتل می رسانند و از چکش و چاقو به عنوان ابزار قتل بهره می گیرند و به همین سادگی فرزندانی که تولد و رشد خود را مدیون شیره جان مادر بودند به سادگی خون او را ریختند و همراه پدر متواری شدند.

کدام باور نادرست در ذهن پسران فریده و همسر او حک شده بود که در آنها انگیزه ای ایجاد کرد تا سد محبت فرزند و مادر یا عشق همسر را شکسته و جاری ساختن سیلاب خون از این زن را پسندیده تر دیدند.
برخی بهانه تخلف های ناموسی را باعث بروز این خشونت خوانده اند اما حتی این بهانه نیز نمی تواند مجوز اخذ چنین تصمیم و مجازاتی را به این فرزندان و همسر بدهد.
سخنگوی پلیس کابل پایتخت افغانستان که قتل فریده در حوزه آنها رخ داده است در مصاحبه با خبرگزاری صدای افغان موسوم به آوا گفته این موضوع در حال بررسی است و قاتلان تحت تعقیب هستند.

در سخنان پلیس نکته ای وجود دارد که انگیزه این نوشتار معطوف به آن است ؛ در گزارش اشاره شده که فریده پنج پسر و سه دختر داشت که شوهرش پس از قتل او، پسران را با خود برده و سه دختر در خانه با جنازه مادر رها مانده اند.

پسران را برده و دختران را گذاشته !
این مورد یکی از صدها مورد گزارش آزار و اذیت زنان افغان در داخل خانواده است که شکایت بابت آنها اغلب با وساطت ریش سفیدان و بزرگان فامیل منکوب شده که در نهایت یا منجر به تداوم زندگی عذاب آور این زنان می شود یا مانند فریده با پرداخت جان پرونده مختومه می شود.
«حامیه» دختر هفت ساله ای که توسط شوهرش در خواب خفه شد؛ دختری که 10 سال توسط پدرش مورد تجاوز قرار گرفت و دو فرزند نیز از او داشت؛ ریز گل زنی که همسرش، بینی و قسمتی از لب بالای او را با چاقو برید؛ دختر 18 ساله ای که به گفته پدرش به دلیل 'نافرمانی' به دست پدر به قتل رسید تعدادی از صدها مورد مشابه است که هر یک مصداق روشنی از تضییع حقوق زنان در اجتماع افغانستان است.

وقتی در اغلب موارد عاملان این جنایت ها، نه تنها به سزای عمل خود نمی رسند بلکه گاهی حتی از آنها به عنوان قهرمانانی یاد می شود که به خاطر صیانت از آن چه آبرو و ناموس می خوانند، خواهر ، همسر یا مادرانشان را کشته اند؛ دیگر بعید به نظر می رسد ظهور یا افول طالبان بتواند تاثیر زیادی بر فرهنگ و رفتار چنین جامعه ای داشته باشد.
چهار دهه جنگ و خون ریزی در افغانستان مانع از شکل گیری هر نوع ساختار منسجم ، هدفمند و مقتدر در حوزه آموزش به ویژه برای تقویت بنیه های فرهنگی و اندیشه های اجتماعی در این جامعه بحران زده شده است و همین این یک قلم معضل کافی است تا ریشه انبوه مشکلات امروز افغانستان قابل فهم گردد.
تنها کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان سال 2018 میلادی ، 4340 مورد خشونت علیه زنان را ثبت کرده است.

با این وجود سال هاست که بخشی از زنان افغان با برگزاری نشست هایی و راه اندازی اعتراضاتی برای پایان دادن به چنین خشونت هایی و احقاق حقوق انسانی این قشر تلاش می کنند.
زنان افغانستان در سال 2013 میلادی به حرکتی با عنوان «قیام میلیاردی زنان سراسر جهان» پیوستند که درآن پویش اجتماعی مفهوم اصلی ، ایستادگی دسته جمعی زنان در برابر انواع خشونت‌ها بود و از این رو در کابل هم ده ها تن از زنان با برگزاری نشستی برای حمایت از این حرکت صدای خود را بلند کردند که البته پژواک بلندی نداشت.
به موازات پیشرفت های حاصل در روند مذاکرات صلح افغانستان و انجام گفت و گوهای جاری میان آمریکا و نمایندگان طالبان و پررنگ شدن تلاش های بین المللی برای استقرار صلح در افغانستان و پایان بخشیدن به جنگ 18 ساله در این کشور، ترس از بازگشت طالبان و اعمال دوباره محدودیت های سخت آنها علیه زنان افغان ، جامعه زنان را فرا گرفته است و همین هراس طعم صلح احتمالی با بازگشت طالبان را برای زنان تلخ کرده است.
بسیاری از فعالان زن در عرصه سیاسی و اجتماعی افغانستان این روزها با شرکت در نشست های مختلف خواهان برگزاری مذاکرات صلح با حضور نمایندگان زن افغان و تضمین حقوق این قشر شده اند اما همه مشکل ، طالبان یا مردان نیستند بلکه باید نقش زنان را بازخوانی کرد.
صد‌ها زن روز دوم اردیبهشت ماه، همزمان با کشف جسد فریده با شرکت در همایشی در کابل، خواستار پایان جنگ و آتش‌ بس برای صلح شدند .
به گفته «سیما سمر» رئیس کمیسیون حقوق بشر افغانستان، اعلام آتش ‌بس زمینه‌ را برای حضور بیشتر زنان در مذاکرات صلح فراهم می ‌سازد و این اجازه را به زنان می دهد تا دیدگاههای خود را به راحتی مطرح کنند و تا زمانی که آتش ‌بس صورت نگیرد، مذاکرات صلح معنا ندارد.
به عقیده فعالان حقوق زنان افغانستان، با بازگشت طالبان زمینه خشونت ها علیه زنان بیش از پیش گسترش خواهد یافت و آزادی های زنان مانند دوره سلطه طالبان محدود خواهد شد. اما آیا واقعا ریشه تمام این خشونت ها و محدودیت ها بر زنان به بازگشت طالبان مربوط می شود؟
به گفته تحلیلگران اجتماعی، بی‌سوادی، فقر اقتصادی، اعتیاد، رسوب سنت‌های ناپسند و فرسوده ، دست به دست هم داده و اسباب خشونت علیه زنان افغانستان را فراهم کرده است اما بیش از هر مسئله دیگری آثار فرهنگی که در ذهن زنان جامعه در مورد تفاوت های جنسیتی نهادینه شده است به چنین خشونت هایی دامن می زند.

وقتی دنبال جواب برای این سوال که ریشه چنین خشونت هایی از کجا سرچشمه می گیرد و تا کجا ادامه خواهد داشت؟ می گردیم نمی توانیم فراموش کنیم که چنین مردان و پسرانی را زنانی غیر از زنان افغان پرورش نداده اند.
زنانی که اگر چه سال ها از جانب مردان خانواده ، مورد خشونت قرار گرفته و هرگز فرصت کودکی کردن و حتی فرصت زندگی کردن نداشته اند چرا باز هم به مردان و پسران خانواده خود بیش از دخترانشان که از جنس خود آنها هستند، بها می دهند و این رشته تربیتی غلط را قطع نمی کنند.
دریافت آموزش برای زنان افغان با موانع متعددی روبرو است اما فهم مشکل نیازمند تامل است و می تواند بدون داشتن آموزش کلاسیک هم کسب شود.

بدون شک در جامعه ای که باورهایش ترکیبی از بدعت های نادرست سنتی و آموزهای درست دینی است، نمی توان از الگوهای غربی برای نجات زنان سخن گفت و نیاز است بر اساس آموزه های سازگار با باورهای درست جامعه ، راهکارهای فرهنگی برای اصلاح رفتارهای اجتماعی توصیه کرد که این کاری دشوار اما شدنی است.

به طور حتم وجود طالبان با سیاست های سختگیرانه نسبت به زنان تاثیر به سزایی در محدودیت ها و اعمال خشونت علیه زنان داشته و خواهد داشت اما تغییر اساسی باید در ذهن افراد جامعه به ویژه زنان و مادرانی که پرورش دهنده پسران و مردان جامعه هستند صورت گیرد که این مهم چیزی بیش از گردهمایی ، همایش و تظاهرات نیاز دارد.
منبع: ایرنا
مطالب مرتبط
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: