nesws
nesws
کد خبر: ۱۵۷۱۷۶
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۰ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۰:۳۴
حجت الاسلام و المسلمین نائینی
روحانیت و مردم  1

در ماه گذشته چند یادداشت از برادران جامعه شناس٬پیرامون افت خطرناک جایگاه روحانیت٬ در میان مردم خوانده ام؛
در همه ی این نوشته ها نکات خوبی بود؛
اما به نظرم هیچ کدام خالی از نقص٬ نبودند؛
مثلا این که به طور مطلق٬ از رشد روز افزون تنفر مردم از روحانیت٬ بنویسیم و اشاره به موارد استثناء نکنیم موجب خواهد شد تا در تحلیل نهائی به خطا برویم؛
پرسش این است:
آیا خاندان حیدری در یزد٬ مدرسی در کرج٬ آیت اللهی در لار و جهرم٬ خاقانی در خرمشهر، آقایان علاقه بند در یزد٬ صلواتی در قم و امثال این ها را از روحانیت می دانید یا نه؟
آیا به جمعیت کم نظیر شرکت کننده درتشییع جنازه ی مرحوم حاج سید جواد حیدری که همین دو سه سال قبل در یزد برگزار شد نیز توجه کرده ایم
 اگر بدون توجه به نظائر این موارد، به تحلیل بنشینیم، تنها بخشی از واقعیت را دیده ایم؛
 و نخواهیم توانست به تحلیلی صحیح برسیم؛
سعی خواهم کرد در یادداشت های بعدی ابعاد دیگر واقعیت را نیز در حدی که می شود بیان کرد بگویم 


روحانیت و مردم 2

قاعدتا پایگاه اصلی روحانیت، مساجد هستند؛
چند در صد از اهالی محل شما در روززهای عادی به مسجد می روند
از میان آنان که می روند چند درصدشان نسل جوان هستند
چند در صد از مردم شهر شما به نماز جمعه می روند
شما اگر روحانی هستید  وقتی پیاده قدم می زنید برخورد مردم کوچه و بازار را با خودتان چطور ارزیابی می فرمائید
هیچ شده است احساس کنید کسانی در خیابان این انگیزه را دارند که به اندک مناسبتی با شما درگیر شوند یا توهین نمایند
آیا مرجعیت اجتماعی شما به این اندازه هست که بتوانید در حادثه ای مثل زلزله ی سر پل ذهاب، با یک فراخوان در صفحات مجازی چندین میلیارد تومان جمع آوری کنید

میزان اقبال عمومی به منبر های شما چقدر است
احساس می کنید نفوذ کلامتان در دل و جان مردم کوچه، محله و یا شهرتان به چه میزان باشد
اگر در پاسخ به همه ی پرسش های فوق، خاطری آسوده دارید خیالتان جمع باشد؛
این برادران جامعه شناس، بیهوده می گویند؛
اما اگر مانند نگارنده خیالتان چندان هم جمع نیست مرا در پست های بعدی همراهی بفرمائید.


روحانیت و مردم  3


از ابتدائی ترین اموری که باید از دل و جان روحانی برخیزد "صداقت" در گفتار و کردار است؛
مردم اگر احساس دو گانگی در حرکات و موضع گیری های روحانیت کنند نه تنها دیگر به آنان اعتماد نخواهند کرد؛
بلکه چون می بینند به صفتی دعوتشان می کنیم که خود عامل به آن نیستیم ممکن است حتی از ما متنفر هم بشوند.
 من این را درک می کنم که روحانی گاه به دلائلی صلاح می بیند در واقعه ای سکوت کند؛
اما موضع گیری های متضاد در وقایعی که در اذهان عرف عام، یکسان هستند را آسیب زا می دانم.
مثلا اگر گرانی بد است و ما باید در مقابل وارد آمدن فشار بر اقشار کم درآمد موضعی داشته باشیم مناسب است این رقم موضع گیری در همه ی موارد باشد؛
مردم می فهمند؛
و اگر احساس کنند با آن ها صادق نیستیم دیگر حتی در آموختن احکام شرعی و اعتقادات دینی نیز اعتماد به روحانی نخواهند کرد؛
 و درست همین جاست که به سراغ طبقات مرجع جایگزین خواهند رفت... طبقاتی که شاید در بسیاری از مواقع، صلاحیت اظهار نظر در امور دینی را نداشته باشند.


روحانیت و مردم  4

قاعده ی اولیه در کنش ها و واکنش های حضرات معصومین علیهم السلام ملاطفت در برخورد و سعه ی صدر در پاسخ بوده است؛
بنده برای این مدعا شواهد تاریخی زیادی سراغ دارم؛
هرگز نظرم این نیست که آن ذوات مقدسه در مواردی تندی نداشته اند؛
بلکه می خواهم بگویم آن موارد در شرائطی خاص و استثنائی بوده اند.
ما روحانیون بپذیریم که در مواردی کاملا غیر ضروری از این سیره فاصله گرفته ایم؛
نهادن نام حیوانات و یا زباله بر گروهی از مردم تنها آن دسته را به ما بدبین نمی کند؛
همه از این نوع خطاب ها متنفرند؛

توجه به دو نکته ضروری است:
1 کاشتن تخم نفرت در دل آحاد جامعه در دراز مدت به خود ما و از آن مهم تر به مکتب لطمه می زند.
2 تند زبانی احیانی سروران عزیز روحانی و صاحب تریبون، ممکن است به آنان لطمه ی فوری نزند؛
اما برادران ما توجه کنند که در کوچه و بازار، طلاب جوان و بی پناهی هستند که نه تریبون دارند، نه محافظ و نه حتی اتومبیل سواری؛
مبادا ضمان آسیب هائی که به این قشر مظلوم می رسد در آخرت دامن‌گیر آنان شود.


روحانیت و مردم  5

وقتی من طلبه شدم دفتر و دستک به شکل امروزیش تقریبا برای روحانیت وجود نداشت؛
نه این که اصلا نبود؛
بود ولی خیلی محدود و بر اساس نیاز؛
دفتر آخوندها قسمتی از منزل مسکونیشان بود که به آن می گفتند: "بیرونی".
خاصیت بیرونی این بود که ساعت نداشت، حاجب نداشت، هر ساعتی مراجعه می کردی در به رویت باز بود؛
در همین قم، مراجعه ی مردم به بزرگ ترین مراجع تقلید در خانه های آن مراجع بود؛
آرام آرام بسیاری از ما دفتر پیدا کردیم و سرایدار و ساعت کار؛
و به همان میزان از مردم دور شدیم و دور تر؛
الان روحانیون زیادی را می شناسیم که برخوردشان با مردم منحصر شده در همین دفترها؛
 به گمانم اگر می خواهیم رابطه ی خود را با جامعه محکم کنیم نیازمند نهضتی هستیم به نام:

 "نهضت برچیدن دفاتر غیر ضروری"


روحانیت و مردم  6

کار ما تبلیغ دین است و تبلیغ دین بدون نفوذ در دل ها میسر نمی شود؛
برای نفوذ در قلوب باید از موضع ناصح امین با آدمیان سلوک کنیم؛
و این با افراط در عهده دار شدن مسئولیت های اجرائی نمی سازد؛
کار اجرائی برای ما که معصوم از اشتباه نیستیم با مربی گری دین در دو مسیرند؛
کار اجرائی، رئیس و زیر دست دارد، امر ونهی می طلبد، گاهی تنبیه و پرستیژ می خواهد؛
و عادتا همه ی این امور، با حکومت بر قلب ها ناسازگارند؛
اشتباه نکنید 
من سکولار نیستم؛
فقط می گویم هر کس سر جای خودش باشد؛
جمع زیادی از فاضلان ارجمند حوزوی سالیان سال است که نشست و برخاست با توده ی مردم و نشستن پای درد دل آنان را زمین گذاشته اند و به این اداره و آن اداره رفته اند؛
چه لزومی داشت که ما کارمند همه جا باشیم⁉️
از بنیاد مسکن تا نیروی انتظامی؛
از استانداری تا وزارت وزارتخانه ها؛
ما اگر دین را و نظام اسلامی را می خواهیم باید (جز در موارد ضرورت) برگردیم به جای اصلی خودمان؛
جای ما مسجد است و محراب و بیرونی منزلمان که به روی همه باز است؛
جای ما کف خیابان است کنار جوانان.


روحانیت و مردم  7

تولید انبوه

از یک زمانی برخی از دست اندرکاران امور حوزه به این عقیده رسیدند که:
"برای مثلا هر صد نفر از جمعیت، یک روحانی لازم است".
 این عقیده موجب شد تا در سرتاسر کشور، به پذیرش طلبه روی آورند؛
و در پی آن مدرسه ی علمیه بود که در شهرهای کوچک و بزرگ ساخته شد؛
اما ما از این نکته غافل بودیم که طلبه اگر درست تربیت نشود و خوب درس نخواند به جای تبلیغ، با رفتارش مخرب دین داری مردم خواهد بود؛
ما فکر نکردیم که ساختمان های بلند به تنهائی از عهده ی تربیت عالمان دینی بر نمی آیند؛
به نصیحت پیران کارکشته نیز اهمیت ندادیم،

 طلبه گرفتیم و طلبه گرفتیم؛
بدون این که برای آن ها اساتید متخصص و مربیان اخلاق کافی داشته باشیم؛
 خروجیش هم همین شد که می بینیم؛
انبوهی از معممینی که نه آگاهی کافی از دین دارند و نه درست بار آمده اند‼️
این گروه، خودشان هم می دانند که نمی توانند ملجا و پناه جامعه در شئون روحانیت باشند.
چه کنند بندگان خدا
پناه می آورند به کارهای غیر متعارف؛
هر کاری که بتواند آنان را به جامعه بشناساند؛
از لیدری فوتبال گرفته تا مربی گری بیلیارد و تقلید صدا و ده ها رقم کار عجیب و غریب دیگر؛
بندگان خدا نیت سوئی ندارند؛
شاید فکر می کنند این کارها راه جذب نسل جوان است؛
مقصر اصلی ما هستیم که فکر عاقبت تولید انبوهمان را نکرده بودیم؛
از شما می پرسم:
مردم به این نوع روحانی برای گرفتن معالم دینشان اعتماد می کنند
با دیدن چنین روحانیونی حق ندارند ما را یک جماعت علاف و بی کار بدانند


روحانیت و مردم  8

ماشین امضاء

صاحب اين قلم واقعا و از صميم قلب، معتقد به حفظ نظام اسلامى است؛
اما گروه زیادی از ما مفهوم "حفظ نظام" را با "ماشین امضاء بودن" اشتباه گرفتیم و فکر کردیم "حفظ نظام" به این است که هر چه دیگران گفتند ما تأييد كنيم یا حد اکثر، در گوشی تذکر دهیم، و الا خواهيم شد: "ضد نظام"؛
و حتى برخى از ما تا توانستيم گروه دیگری از روحانیت را که چنین نمی اندیشیدند تحت فشار قرار دادیم؛
و آرام آرام تغییر هویت دادیم و وقتی به خود آمدیم دیدیم دیگر بلندگوی آلام مردم نیستیم؛
من برای اثبات این مدعا مثال های زیادی در ذهن دارم؛
اما برای آن که گمان نرود نظرم به این یا آن جناح سیاسی است ذکر نمی کنم.

 فقط این قدر بگویم که : 

"مرتبا با این نحوه کردار، خودمان را از قلوب اخراج کردیم"؛
با کمال تأسف، برخى از ما همه را خراب كردند، 
لا أقل براى گروهی از مردم؛
 امروز اگر در قم دو روحانی عزیز، مجروح شده اند و خانواده های محترمشان نگرانند، بعضی از ما نباید خواب به چشمشان بیاید؛
این مظلومین بی گناه، تقاص اشتباه ما را پس می دهند‼️
گفته اند: "ضارب معتاد به شیشه بوده و از اراک به قم آمده".
آیا در اراک کسی نبود که به او چاقو بزند⁉️


روحانیت و مردم  9

بودجه ی حوزه

از همان چند سال قبل که گرفتن بودجه برای حوزه ها شروع شد گروهی از بزرگان با این تخصیص بودجه مخالفت کردند؛

دلیلشان این بود:

"حوزه ی وابسته به بودجه ی دولتی دیگر زبان گویای اسلام نخواهد بود؛
و اگر زمانی به هر دلیلی این بودجه قطع شود نخواهد توانست به حیات خود ادامه دهد؛
نیز چنین بودجه هائی موجب بد نامی روحانیت خواهد شد؛
زیرا این گمان را تقویت می کند که ما حکومتی به پا کرده ایم تا از آن ارتزاق کنیم؛
و لذا گرفتن بودجه ی دولتی تحت هر عنوانی موجب از دست رفتن اعتبار روحانیت در پیش مردم خواهد بود".
موافقان نیز رشد و توسعه ی دین داری در جامعه را مرهون توسعه ی حوزه می دانستند و می گفتند:
"توسعه ی حوزه ها بدون استفاده از امکانات دولتی میسر نیست؛
و این از وظائف دولت اسلامی است که به حوزه کمک کند".

برادران ما در گروه دوم توانستند نظریه ی خود را عملیاتی کنند؛

 و قضیه را مطابق نظر مبارک خودشان پیش بردند؛

اکنون هر ساله در فصل بودجه با هجمه ای از پرسش ها مواجهیم؛
و در آخرین واکنش، سخنگوی محترم حوزه، طرح مسأله را به تلويزيون بى بى سى نسبت دادند؛
در کلامی ديگر، یکی از این برادران فرموده اند:
"دولت، تنها برای بازسازی ساختمان های حوزوی به حوزه های علمیه بودجه می دهد".
من از این برادر محترم چند پرسش دارم:
حقوق ماهانه ی چند هزار کارمند حوزه های خواهران و برادران در سراسر کشور (که اکثریت آنان طلبه اند) از کجا تأمين مى شود❓
حقوق ماهانه ى اساتید مدارس تحت برنامه در قم و مدرسان گرامی جامعة المصطفى و تمامی بودجه ی  برخى از مؤسسات داخل حوزه از چه منبعی تأمين مى گردد❓
مخارج ساخت مدارسی که در ده سال گذشته در کشور ساخته شده اند از کجاست❓
بودجه ی مراکز استانی حوزه را کدام یک از خیرین تأمين مى نمايند❓
ما به هيچ عنوان نباید به سرمایه ی "راست گوئی" خودمان که عالمان دینی قرن ها آن را حفظ فرموده اند چوب حراج بزنیم؛
به نظرم بهترین کار در شرائط حاضر، شفاف سازی صادقانه ی بودجه است؛
 باید به مردم توضیح داده شود که نود و پنج در صد طلاب از حقوق تأمين شده توسط بودجه هاى دولتى هیچ بهره ای ندارند؛
این عادلانه نیست که اکثریت طلاب عزیز ما از حقوق دولتی بی بهره باشند و ملامت دیگران را هم تحمل کنند.
دومین پیشنهادم این است که مدیریت محترم حوزه با تشکیل کارگروهی از نخبگان حوزوی به بررسی کارشناسانه ی موضوع، اقدام فرمایند و  اگر به ادامه ی این مسیر اطمینان دارند لا اقل اذهان منتقدان درون حوزه را در حد امکان قانع بفرمایند.


روحانیت و مردم  10

مسجد

ما روحانیون در همه ی شهرها و روستاها یک پایگاه مجانی داریم به نام "مسجد"؛
درباره ی این پایگاه، مسائلی قابل طرح است:
1 گروهی از ما(که با کمال تأسف، اندك هم نيستند) به جاى استفاده از اين پایگاه بی نظیر برای تبلیغ دین خدا، آن را در خدمت اهداف جناحی در آوردند؛
دهه ی شصت، در خدمت  یک جناح ، و دهه های بعدی در خدمت جناح دیگر ؛
برای هر دو، نمونه های بسیاری سراغ دارم که از بیانشان معذورم؛

برادران روحانی؛
اگر در قیامت، صاحب شریعت از ما در این باره سؤال كند چه پاسخی آماده کرده ایم❓
2 امامان جماعتی به حقیر اظهار داشته اند که؛
"گاه افراد یا نهادهائی شروع به دخالت در کار آنان کردند" ؛
و آنها را عملا وادار به پیروی از منویات خود نموده اند؛
بنده که یک طلبه ی روضه خوان هستم سی سال است که در شهرهای مختلف، به مساجد متعدد رفته ام؛
و گاه امامان جماعتی را دیده ام که پس از ایراد سخنی در میان مردم، در گوش من گفته اند که به آن سخن اعتقاد ندارند و تنها در اثر فشار، به زبان آورده اند؛

البته من معتقدم روحانی، مسجد را برای دین می خواهد و اگر چنین محاذیری هست باید عطای آن را به لقایش ببخشد؛

اما نمی دانم در عمل چقدر چنین کرده ایم⁉️


مردم نیز راه خود را می روند و هر گاه احساس کنند مسجد نیاز روحیشان را بر آورده نمی کند یک عکس العمل ساده نشان می دهند :

          "دیگر به مسجد نمی آیند"
اگر هم مجبور شوندبیایند ما را نمی خواهند؛
آیا در شهر شما هم مجالس ترحیمی هست که صاحبان عزا در آن ها از دعوت روحانی خودداری کنند
 یا به محض شروع منبر، مجلس را ترک کنند❓
3 گاهی رفتارهای ما حتی با آنان که به مسجد می آیند نیز زنندگی هائی داشته که حتی جوانان مذهبی را نیز فراری داده است.

کانال تلگرامی حجت الاسلام و المسلمین نائینی   کلیک کنید 
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۳۲ - ۱۳۹۶/۱۱/۲۴
0
0
با سلام، خدمت آقای نایینی و تأیید نظر ایشان به مثال هایی اکتفا میکنم، در اداره ای که من قبل از بازنشستگی در آن کار میکردم روحانی که در آن مشغول کار بوده اند هرچند به ایشان ارتباطی نداشت در کارهای فنی اداره اظهار نظر میکردند پس گرفتن پاداش چند میلیونی ( در حالی که چندین سال اضافه کاری و یا کمک هزینه ای به اکثر کارمندان جز تعدادی اندک داده نشده بود ) دیگر کسی اعتراض ایشان را نشنید ( این حرف را از قول همکاران سابق گفته ام) و یا خودم دیدم که روحانی در مسجد از مرحوم رفسنجانی فکر کنم در زمان ریاست جمهوریشان تمجید کردن ولی در یک بحث خصوصی متآسفانه عکس گفتارشون را شاهد بودم با این دو مثال بسیار کوچک از تعداد بسیار زیادی که هر روزه مردم شاهدند نتیجه آن خواهد شد که در نظرات آقای نایینی گفته شده است.
در ضمن اعتراضی به این سایت محترم که فکر میکردم بعد از پخش چندین نوشته این جانب، سایت بیطرفی است دارم زیرا متأسفانه نوشته ای از این جانب که در ارتباط با بحث آقای بحرینی نوشته شده بود و در آن به قصور قوه قضاییه که به اعتقاد اینجانب بسیار مهم بوده و اصلاح و خراب شدن جامعه ای بیشتر به این نهاد وابسته است مرتبط دانسته ام و در ارتباط با ادعای خودم مثالی را از منابع خبری خود نظام آورده ام پخش نکرده اند و این باز هم مصداقی از نوشته آقای نایینی است. البته امیدوارم که اشتباه کنم شاید عدم پخش نوشته خودم مثالی از رییس قوه قضاییه بود که با حضرت آیت الله خراسانی ارتباط دارند که باز هم خدا کند که اشتباه کرده باشم و خدایی قصد و مرض خاصی ندارم.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
نظرسنجی
آیا از رای خود به آقای روحانی رضایت دارید؟
آری
خیر
به ایشان رای ندادم
در انتخابات شرکت نکردم