nesws
nesws
کد خبر: ۱۵۱۵۵۳
تاریخ انتشار: ۱۰ آبان ۱۳۹۶ - ۱۲:۳۰
نیویورک تایمز نوشت: از شیوه برخورد غلط با 'داعش' در نیجر، سوریه و عراق گرفته تا مخالفت توافق هسته ای ایران، نقاطی با خطی اتصال هستند که نشان می دهد رئیس جمهوری 'ترامپ' با قالب فکری کوته بینانه و امیال غریزی خود نتوانسته آنها را بنحوی شایسته مدیریت کند.
قالبهای فکری نامعقول ترامپ برای مدیریت معضلات جهانی
به گزارش«شیعه نیوز»،'توماس فریدمن' نظریه نویس روزنامه آمریکایی سه شنبه (دیروز) به وقت محلی در آغاز تفسیری در این باره نوشت: چندی پیش چهار سرباز وظیفه آمریکا در 'نیجر' کشته شدند. این داستان براحتی می تواند به باد فراموشی سپرده شود. چرا؟ چون نیجر کشوری است پهناور در مرکز آفریقا و بشدت دورافتاده و شرایطی بسیار تیره و تار. اما اشتباه نکنیم. ماجرای نیجر یک بار دیگر گوشزدمان کرد که مشکل ما این نیست. مشکل اصلی ما که بزرگتر هم هست؛ رفتار نابخردانه و احمقانه رئیس جمهوری آمریکاست.

وی پس از این مقدمه در ادامه تفسیر خود افزود: ترامپ اصولا شخصی است که توانایی متصل کردن نقطه های گوناگون و درست کردن یک خط را ندارد. فرقی نمی کند این نقطه ها کوچک باشند یا بزرگ. به هر حال نقاطی هستند که براحتی نمی توان چشمان را به روی آنها بست.
ترامپ اصولا شخصی است که فقط درون همین ظرف کوچک ساده انگاری هایش، امیال غریزی و خود شیفتگی هایش فکر می کند. همین قالب فکری کوته بینانه اوست که ما را در بیرون از مرزها به ورطه طیفی وسیع از تقابلات سوق داده است.

نیجر روشن ترین مصداق این فرض است.
من کشور نیجر را بخوبی می شناسم. پارسال برای تهیه یک فیلم مستند در مورد آب و هوا با نام ' سالها زندگی در کنار خطر' برای شبکه ' نشنال جیوگرافیک' در نیجر به سر بردم و تا حال مطالب زیادی در 'نیویورک تایمز' راجع به کشور نیجر نوشته ام.
برای درک بهتر اوضاع و دریافت پاسخ این سوال که چرا گروههای وفادار به 'داعش ' و 'القاعده' اینقدر در این ناحیه از غرب آفریقا حضور و فعالیت قوی دارند، باید مجموعه ای از نقاط را جمع کنیم و آنها را به هم متصل کنیم و یک خط واحد درست کنیم و قلبا قبول داشته باشیم که تمام این نقاط گوناگون به نحوی از انحا به هم مربوط می شوند.
بله ما هم قبول داریم، آدم هایی بد در نیجر وجود دارند، اما به زعم مردم نیجر آنها القاعده و داعش نیستند، آنها ' ژنرال های ما' هستند و کشته می شوند. من به این مردم حق می دهم.

* مشکل نیجر و دیگر نقاط آفریقا تغییرات و اقلیمی است/ با اعزام نیرو حل نمی شود
'لین ولز' کارشناس مسائل نظامی می گوید 'برای کاستن از مشکلات در کشوری مانند نیجر، شما مطلقا نباید درون یک قالب فکری مشخص فکر کنید. خارج از این ظرف هم نباید فکر کنید. اصلا فکر کردن شما نباید هیچ ظرفی داشته باشد'.
چرا؟
برای اینکه عامل بی ثباتی این کشورهای ناحیه 'ساحل آفریقا' و عامل تولید مثل قارچ گونه گروههای تروریستی در این منطقه، ملقمه ای از یک سری موضوعات ریز و درشت، از تغییرات آب و هوایی گرفته تا بیابان زایی حاد، آنقدر که 'صحرای آفریقا' در حال گسترش یافتت به سمت جنوب است، انفجار جمعیت و سوء حکمرانی است.
یکی از اصلیترین مشکلات کشور نیجر، انفجار جمعیت آن است. کشوری با این فقر شدید و عاری از امکانات کافی برای جلوگیری از بارداری، بالاترین نرخ رشد جمعیت را در جهان دارد با میانگین 7.6 کودک برای هر زن. در این کشور خانواده هایی هستند که 17 فرزند دارند.
رشد جمعیت کشور 'نیجریه' در همسایگی نیجر هم آنقدر بالاست که بزودی جمعیتش از جمعیت آمریکا هم بالاتر خواهد رفت و تا سال 2050 سومین کشور پرجمعیت جهان خواهد شد. مساحت نیجریه فقط یک سوم برابر بزرگتر از ایالت 'تگزاس' است.
همزمان مشکل تغییرات جوی و گرم شدن زمین هم مزید بر علت شده است.
اثرات تغییرات اقلیمی در این خطه از کره زمین بسیار شدید است. کشور 'سنگال' در همسایگی نیجر می گوید که از سال 1950 تا 2015 درجه هوا در این ناحیه دو درجه سانتیگراد بالا رفته است و به تبع آن میزان نزولات جوی هم دو اینچ کاسته شده است.
برنامه توافق آب و هوایی 'پاریس' این است که اجازه ندهد تا سال 2100 میانگین دمای کره زمین بیش از 2 درجه گرمتر نشود و فقط دو درجه بالاتر از دمای میانگین دوران قبل از صنعتی شدن جهان بالاتر نرود.
به عبارتی دیگر، دمای بخشهایی از آفریقای زیر صحرا همین حالا هم آنقدر بالا رفته که بالاتر از پیش بینی های سنجیده شده در توافق پاریس برای پایان قرن است. این منطقه به نقطه ای می رسد که دمای آن تا پایان قرن چها درجه گرمتر خواهد شد. این یعنی اوج بحران. این یعنی نابود شدن سطح بیشتری از کشتزارهای کوچک، به راه افتادن طوفانی از مهاجرتها به سمت اروپا، رقابت برای به دست آوردن غذا، حادتر شدن معضل بیکاری و به تبع آن جذب شدن هرچه بیشتر مردان به 'داعش' که ماهانه به آنها 50 دلار حقوق می دهد.
نواحی ای در مرکز آفریقا در سال 2008 شاهد بیابان زایی، شاهد قطع جنگهاو منازعات بر سر غذا در سالهای 2007 و 2008 و نقاطی هم در سال 2012 شاهد حملات تروریستی بودند. تمام این نقاط حول وحوش کشور نیجر و همسایگانش هستند.
و اما پاسخ ترامپ به این واقعیت چه بوده است؟ استفاده از نیروی نظامی آمریکا برای کشتن تروریستها در آفریقا، تخصیص بودجه برای جایی که بوضوح جلوی حمایت آمریکا از برنامه های کنترل جمعیت در کشورهای جهان را می گیرد، انتصاب مسئولان منکر تغییرات اقلیمی در رأس پستهای کلیدی کشور و سرانجام جلوگیری از انجام تحقیقات دولت در زمینه تغییرات جوی.
مخلص کلام آنکه، ترامپ سرباز می فرستد تا مشکلی را در کشوری حل کنند که عامل اصلی ایجاد مشکل در آن، تغییرات آب و هوایی و انفجار جمعیت بوده است. این در حالیست که ما می توانستیم با استخدام سایر ابزارها و لوازم کار، بنحوی شایسته و ملموس جلوی هرچه بزرگتر شدن مشکل را بگیریم.
این نوع مدیریت کار، واقعا احمقانه، بی دقتی و غیر مسئولانه است و نشان می دهد که فرد توانایی اتصال نقاط مختلف را با هم و یا توانایی فکر کردن در خارج از یک قالب فکری را ندارد.
این ناتوانی ها فقط در حیطه آفریقا نیست.

* بدون کمک ایران نمی توان ثبات را در افغانستان حاکم کرد
در سوریه و عراق هم ترامپ خود را غرق در شکست دادن داعش کرده است، منتها اینجا دیگر به تعدادی خیلی کم و فقط در حد نیاز از سربازان آمریکایی استفاده شده است.
ما از کردها فاصله گرفتیم. توافق هسته ای رابا ایران هم نزدیک است که پاره کنیم. شمار نیروهایمان را در افغانستان هم اضافه کردیم. ما در افغانستان هم هرگز نمی توانیم بدون کمک ضمنی ایران در همسایگی این کشور ثبات را حاکم سازیم.
اگر شما می دانید چطور می توان این نقطه های گوناگون را به هم متصل کرد و با آن یک خط ساخت، به ما هم بگویید.
در داخل هم ما چگونه می توانیم مرزهایمان را با مکزیک ایمن و با ثبات سازیم و از آن طریق بتوانیم همکاری همسایه مان را برای جلوگیری از سیل مهاجرت غیرقانونی که آمریکای مرکزی منبع اصلی تولید آن است را جلب کنیم؟.
ما با سیاستهای غلط کاری کردیم که جلب این همکاری ناممکن باشد. ترامپ با اتخاذ یک سری سیاستهای تجاری نادرست باعث شد تا ارزش 'پزو'ی مکزیک تنزل کند و اقتصاد مکزیک تضعیف شود. عواقب همه این سیاستها این خواهد شد که در انتخابات آینده مکزیک یک عوام فریب ملی گرای ضد آمریکایی از صندوقهای رای بیرون خواهد آمد.
ترامپ در این زمینه از همان بدو امر تا به حال فقط بر یک چیز اصرار ورزیده است: کشیدن دیوار با مکزیک، پاره کردن توافق ایران، پاره کردن توافق تجاری 'پیمان مشارکت تجاری ترانس پاسیفیک'، شکست دادن داعش، اعزام نیرو به نیجر و افغانستان برای کشتن تروریستها؛ کشتن سیاستهای آب و هوایی؛ کشتن برنامه های تنظیم خانواده؛ کاهش مالیاتها و افزایش بودجه نظامی.
تک تک این قالبهای فکری فقط با هدف جلب نظر رای دهندگان ساخته و پرداخته شده است و بس.
مطلقا یک خط فکری معقول میان همه این نقطه ها وجود ندارد و این ماییم که باید تاوان آن را بپردازیم.

* رهبری انگلیس هم دچار تک محوری است/ شاهدش تصمیم به خروج از اتحادیه اروپا
اگر مشتاقید کشوری را ببینید که رهبری دارد که حرفش یکی است و مطلقا تغییر عقیده نمی دهد و اصلا هم توانایی آن را ندارد که این نقاط گوناگون و مختلف را به نحوی با هم وصل کند، یک سفری به لندن داشته باشید.
سیستم سیاسی انگلیس گرفتار یک آشوب جدی است. اقتصادش هم همین طور. رشد اقتصادی انگلیس شاهد رکود بوده است. خوب معلوم است در چنین کشوری اکثریت مطلق هم که دستش از همه جا کوتاه است، رهبری را برای خود برگزیده است که حرفش دو تا نیست و فقط یکی است و منحصرا تاکیدش بر این است: ما باید از اتحادیه اروپا خارج شویم و همه چیز هم خوب و رو به راه است.
خوب، این هم نتیجه آن.

محافظه کاران در رأس قدرت، می خواهند از اتحادیه اروپا خارج شوند، اما کلید خارج شدن از در را ندارند. وانگهی اگر هم این کلید دستشان باشد؛ نمی توانند بنحوی از این در خارج شوند که هیچ آسیبی به کشور در آینده وارد نشود.
حالا دیدید نتیجه رای دادن به ' اخلالگران' چیست؟ اخلالگرانی که هرگز لحظه ای هم به این فکر نکرده اند که همه این اخلالگری ها و شلوغ کاری هایشان تنها چیزی را که به هم وصل می کند؛ صبح امروز با صبح فردایشان است.
منبع: ایرنا
مطالب مرتبط
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: