nesws
nesws
کد خبر: ۱۴۱۶۳۷
تاریخ انتشار: ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۱۵:۰۷
جماعة التکفیر و الهجرة را به دلیل منحصرشدن در آیات الهی و تاکید بر عدم رجوع به سنت باید ادامه دهنده راه خوارج دانست
به گزارش «شیعه نیوز»، مساله تکفیر مسلمانان موضوع جدیدی نیست و ریشه در تاریخ اندیشه اسلامی از زمان خوارج تا کنون دارد. با انتشار فساد و بی‌دینی در جوامع اسلامی و ظهور کتاب‌های اسلامی که بذر غلو را در جامعه کاشته و نیز عدم فهم نصوص دینی و سوء برداشت از مفاهیم دینی سبب شده است تا جمعیت‌های تکفیری در امت اسلامی گسترش یابد.

اندیشه تکفیر که به اعتقاد برخی از سوی سید قطب موسس اخوان المسلمین ترویج یافت، اولین بذر خشونت و تروریسم در مصر به شمار می‌آید. بعد از آنی که اخوان المسلمین این اندیشه‌ها را ترویج داد شاهد انتقال از مرحله ترویج به مرحله عملیات مسلحانه با استفاده از جوانان است.

به عقیده برخی مادامی که فرامین شریعت در جامعه اسلامی حاکم نشد و افراد ملتزم به شریعت نشدند خشونت، کشتار و تکفیر در نزد شاگردان سید قطب به عنوان یک واجب شرعی باید ادامه پیدا کند.

جماعة المسلمین یا التکفیر یا الهجرة نمونه آشکار اندیشه تکفیری اخوان المسلمین است که با تکفیر هر کسی که اصرار بر گناهان کبیره داشته و نیز حاکمان و دولتمردان اندیشه‌های خوارج را احیا کرد. حتی علما نیز به دلیل عدم تکفیر حاکمان و افراد گناهکار از سوی جماعت المسلمین تکفیر شدند. رکن دوم این جمعیت پس از تکفیر، مساله هجرت است. به عقیده آنها بایستی از جامعه فعلی هجرت کرده و به جوامعی برسیم که مانند صدر اسلام زندگی می‌کنند و مشخصا این حکم با دستورات و احکام اهل سنت مطابقتی ندارد.

نحوه شکل‌گیری
جرقه اولیه افکار و مبانی جماعة التکفیر و الهجرة در زندان‌های مصری و به طور مشخص پس از بازداشت‌های سال 1965م که در اثر آن سید قطب و برخی از نزدیکان و همفکران وی اعدام شدند، شکل گرفت. با این اعدام‌ها کتاب‌های سید قطب خصوصا دو کتاب «معالم فی الطریق» و «فی ضلال القرآن» و نیز کتاب‌های أبوالاعلی المودودی پیرامون اولوهیت و حاکمیت در میان زندانیان و جامعه مصر گسترش یافت.

با تحت شکنجه قرار گرفتن زندانیان و مشاهده اعدام سید قطب و نزدیکانش، اندیشه تکفیر آغاز به کار کرد به صورتی که برخی از زندانیان با خود می‌گفتند آیا کسانی که ما را شکنجه می‌دهند مسلمان هستند؟ و اگر نیستند پس کسانی که فرمان شکنجه و قتل صادر می‌کنند نیز مسلمان نیستند و به همین ترتیب مساله تکفیر در زندان‌های مصر در دوران ریاست جمال عبدالناصر شکل گرفت.

در سال 1967 مسؤولان امنیتی از زندانیان درخواست کردند که حکومت جمال عبدالناصر را بپذیرند. برخی از زندانیان پذیرفتند و از زندان آزاد شدند. بخش اعظمی از زندانیان در تایید یا نفی حکومت جمال عبدالناصر سکوت اختیار کردند اما دسته سوم با نفی حکومت عبدالناصر اعلام کردند که او کافر است و تمام کسانی که با وی همکاری می‌کنند کافر و مرتد هستند.

با اعتراضات دسته سوم و نپذیرفتن حکومت جمال عبدالناصر «جماعة التکفیر و الهجرة» تاسیس شد. رهبر این گروه شیخ علی اسماعیل برادر عبدالفتاح اسماعیل بود که برادرش همراه سید قطب اعدام شد و شیخ علی به تاسیس گروه کوچکی اقدام کرد اما وی به سرعت از اندیشه‌های خود دست کشید و در مقابل شکری مصطفی معروف به «أبوسعد» به رهبری این جمعیت دست یافت که در ابتدا دستور به کناره‌گیری و هجرت از حکومت ظلم و سپس استفاده از خشونت و عملیات مسلحانه برای تاسیس حکومت اسلامی داد.

اندیشه‌ها و مبانی فکری
جماعة التکفیر و الهجرة اسلام را منحصر در دستورات عبادی می‌داند به گونه‌ای که اگر کسی این فرامین را انجام نداده، یا در آن کوتاهی کند و یا ترک گوید مسلمان نیست. شکری مصطفی خود را یک مصلح اجتماعی و مهدی منتظر معرفی کرد و برخی با او بیعت کردند. اندیشه این گروه بر فهم ناصحیح از اسلام بنا شده است که در ذیل برخی از این مبانی را مرور می‌کنیم:

1.قاعده توقف به این معنا که هر کس خارج از این جمعیت باشد باید نسبت به او توقف کرد. اگر با امام جمعیت یا با نایبانش بیعت کند مسلمان است در غیر این صورت کافر است و باید کشته شود.
2. مساجد همگی، مساجد «ضرار» هستند زیرا نیت سازنده آن و صحت اموالی که در آن خرج شده را نمی‌دانیم لذا همگی باید تخریب شوند جز مساجد اربعه یعنی مسجد الحرام، مسجد الاقصی، مسجد قباء و مسجد نبوی
3.تقدیم هدف بزرگ یعنی تشکیل دولت بر تمامی اهداف. بدین معنا که باید تلاش شود تا حکومت اسلامی تشکیل شود.


 

۴.دوری از جامعه و هجرت: آنها با توصیف مسلمانان عصر حاضر به جهال و کفار خواستار گوشه‌گیری اعضای این جمعیت از جامعه اسلامی شدند.
5.هرکس که معصیتی انجام دهد کافر است و هر معصیت و گناهی سبب شرک است.
6. کسی حق ازدواج با افرادی غیر از جمعیت را ندارد زیرا خداوند نکاح با مشرکان را حرام کرده است.

شخصیت‌های برجسته
شکری مصطفی
وی یکی از جوانان جمعیت اخوان المسلمین بود که در سال 1963م بازداشت و تا 1971 در زندان به سر برد. شکری مصطفی به همراه تعدادی از جوانان اخوانی به جرم توزیع منشورات اخوان المسلمین بازداشت شده بود و در آن زمان تنها 21سال داشت. وی شاعر بوده و دیوانی به نام «دیوان شکری مصطفی» از او منتشر شده است.

مصطفی در 1971م پس از آزادی از زندان شروع به تشکیل جماعة التکفیر و الهجره کرد. وی خود را امیرالمومنین خواند و همگی را به بیعت با خود دعوت کرد. وی دستور خروج اعضای جماعة از شهر و پناه به کوه و دشت را صادر کرد و از تمامی اعضای جماعة خواست تا املاک خود را فروخته و با خرید سلاح و لوازم ضروری زندگی آماده اقدامات مسلحانه باشند. وی سرانجام به دستور انور سادات به اعدام محکوم شد.

شیخ علی اسماعیل
شیخ علی عبده اسماعیل یکی از فارغ‌التحصیلان الازهر و اولین امام جماعة التکفیر و الهجرة درون زندان بود. وی مبانی عزلت و تکفیر را با فهم غلط از آیات قرآنی و سنت نبوی پایه‌ریزی کرد. شیخ اسماعیل به شدت تحت تاثیر اندیشه‌های خوارجی بود اما پس از مدتی او به اشتباه خود اعتراف کرده و از افکار قبلی خود اعلام برائت کرد حتی حکم تکفیر شکری مصطفی که پس از او به ریاست جماعة التکفیر و الهجرة رسید را صادر کرد.

شیخ ماهر زناتی
ماهر بكري عبد العزيز زناتي معروف به «أبو عبد الله» فرزند خواهری شکری مصطفی و جانشین وی در جماعة التکفیر و الهجرة بود. وی همچنین مسؤول رسانه‌ای این جمعیت است که با دایی‌اش شکری مصطفی در مساله ترور شیخ الذهبی دستگیر و سپس اعدام شد. از او کتابی با نام الهجرة باقی مانده است.
منبع: رسا
مطالب مرتبط
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: